عامه‌پسند؛ فیلمی غریبانه که فرصت تبلیغات آنچنانی پیش از اکران را نیز نداشته است . شاید همین موضوع مخاطبین را قلقلک می‌دهد که هر چه سریعتر بلیت این فیلم را تهیه کنند و ازچند و چون این فیلم آگاه شوند. در ادامه یادداشت یگانه بختیاری را درباره این فیلم در حال اکران می‌خوانیم.

یگانه بختیاری|

عامه پسند فیلمی با کارگردانی سهیل بیرقی است که موفق شد در طی ۳ روز نخست نمایش خود، ۱۱ هزار و ۴۰ نفر را به سینماها بکشاند و ۶۲۶ میلیون تومان نیز بفروشد. برای سومین ساخته سهیل بیرقی کارگردان جوان تازه کار، ۳۵۳ سانس تعریف شده است. فضا فیلم به شدت واقع‌گرایانه و ساده است و ماهرانه تدوین شده است

اگر قصد ادامه خواندن این یادداشت را دارید، آگاه باشید که برخی از سکانس‌های این فیلم بازگو می‌شود.

فهیمه زنی میانسال و پر انگیزه

با تماشا این فیلم بیش از هر چیز بازی درخشان فاطمه معتمد آریا شگفت زده‌تان می‌کند. این بازیگر توانسته نقش زنی 57 ساله که در بحبوحه یائسگی است را هنرمندانه بازی کند و مخاطبان را به این باور برساند که زنی یائسه چگونه در هجمه‌ای از احساسات کافی نبودن و افسردگی و مشکلات جسمانی غوطه‌ور است. فاطمه معتمدآریا نقش فهیمه زن میانسالی را بازی می‌کند که بیست‌وهشت سال از عمر خود را برای پسر و همسرش تلف کرده است. تلف کرده به این معنا که آنها قدردان زحمات او نیستند. شاید فهیمه نقش تک تک زنان این سرزمین را دارد. زنانی که بهترین سال‌های عمر خودشان را در پستو آشپزخانه و راه آموزش و رسیدگی به فرزندشان و مشکلات مالی همسرشان هدر می دهند. اما اکثر زنان ایرانی همانند فهیمه نمی توانند دوباره بر پای خود بایستند و زمانی که به سن یائسگی خود نزدیک می‌شوند با هر «گر» گرفتن بدنشان به یاد سال‌های سوخته و از دست رفته عمرشان می‌افتند و دم نمی‌زنند؛ اما فهیمه فیلم سهیل بیرقی عزم خود را در سن 57 سالگی جزم می‎کند و زیر بار زور زندگی با هوو و خیانت همسرش نمی‌رود.

فهیمه پس از جدایی قصد دارد به خودش و دیگران ثابت کند که یک زنِ خانه دار صرف نیست و می‌تواند روی پای خود بایستد. می‌تواند خود را بیمه کند، شغل برای خود دست و پا کند و دوباره برای خودش خوراکی‌های هوسناک و جذاب بخرد و دل کودک درون خود را شاد کند. فهیمه داستان پس از جدایی، بیشتر خود را دوست دارد و پس از رسیدن به خودباوری و تکامل هر چین و چروک صورتش را که نشانه گذر زمان را دوست دارد و درپایان فیلم با تجربه مشکلات مختلف «زن مطلقه بودن» آنقدر قوی شده و به خودباوری رسیده که دیگر پوست خود را ملزم به تزریق بوتاکس نمی‌داند.

اما این اما شکل دهنده زندگی خیلی از زنان ایرانی است. زنان جوان وپیر فرقی ندارد. تک تک زنان این کشور با پوست و گوشت و استخوان خود تبعیض جنسیتی را در شغل، تحصیل و حق زندگی روزانه حس کرده‌اند و فهیمه این داستان نیز همانند دیگر زنان کشوراز این قائده مستثنی نیست.

فهیمه برای راه اندازی کافی‌شاپ خود، کفش زرهی به پا می‌کند و از هر پاسخ منفی مسئولین مأیوس نمی شود. شاید تمام انگیزه‌های فهیمه داستان به بودن پسر جوانی در کنار خود باز می‌گردد که صاحب ایده‌های هنری و مینیمالیستی بود. اما در اصل موانع بر سر راه زن نه تصمیمات و ایده‌های او بلکه عدم پیروی‌اش از عامه‌پسندی است. در موقعیت مکانی در نظر گرفته شده برای زن و در آن شهر کوچک در کاشان، کاری که فهیمه قصد انجامش را دارد شنا در خلاف جهت حرکت آب است و این چیزی است که عامه مردم هرگز آن را نمی پسندند و شاید اگر فهیمه در کلانشهر دیگری بود حاشیه کمتری داشت.

افسانه عنصر تقابل نقشی پررنگ و کلیدی فیلم

افسانه نمونه‌ای از زن‌های کاسب و باهوش است که توانسته در شهری کوچک کسب و کاری موفق داشته باشد و به خوبی می‌داند که در شهری کوچک باید چگونه رفتار کند تا مورد مقبول عموم مردم قرار گیرد. افسانه داستان در ابتدا نقشی حامی برای فهیمه ایفا می‌کند اما در باطن به پیشرفت‌های کوچک فهیمه حسودی می‌کند و دوست دارد دو دختر و همسر بی عار خود را رها کند و مستقل زندگی کند. اما افسانه داستان باهوش‌تر از این حرف‌ها است که همانند فهیمه ساده داستان با طلاق در شهری کوچک خود را انگشت‌نما کند و به خوبی آگاه است که شوهر بیکارش و دو فرزند دخترش پوششی برای پیشرفت او در کاسبی هستند و این نعمتی برای افسانه داستان بود که فهیمه از آن بی‌بهره بود زیرا شوهر و پسرش از او حمایت نمی‌کردند و به ناچار فهیمه دلخوش به حمایت‌های احساسی پسری جوان و جاه طلب به نام سهیل بداغی می‌شود.

میلاد بداغی نقشی کوتاه اما ماندگار در فیلم

میلاد بداغی همان طوفانی است که هر زن میانسالی را می‌تواند طعمه خود کند. در این فیلم هوتن شکیبا با نقش‌آفرینی میلاد بداغی به راحتی مورد قبول مخاطبان واقع شده و به کلامی دیگر نقش را به خوبی در آورده است. این فرد همان مدینه فاضله زنانی است که در زندگی شخصی خود سرکوب شدند و به دنبال حرف‌ها و امیدهای شیرین هستند. سهیل بداغی در این فیلم رابطه با اختلاف سنی زیاد را به چالش کشیده است و قصد دارد بگوید سن در رابطه مهم نیست و نباید به حرف دیگران توجهی کرد و از جهتی دیگر در طول فیلم کدی جدی مبنی بر رابطه میلاد و فهیمه دریافت نمی‌شود و تنها چند صحنه احساسی دوستانه میان آنها پیش می‌آید و حتی در سکانسی فهیمه و میلاد در خصوص عشق قدیمی خود گفت‌وگو می‌کنند. شاید عشق فهیمه به میلاد یک طرفه بود و میلاد برای پاگیر نشدن در این رابطه پرچالش بی‌خبر از زندگی فهیمه می‌رود.

در کل این فیلم ساده گرایانه، به راحتی در دل مردم جای خود را پیدا می‌کند و می‌تواند سومین فیلم موفق سهیل بیرقی باشد.