به گزارش خبرگزاری سلامت (طبنا) از کرمانشاه ، حامد بهرامیان، کارشناس ارشد روانشناسی بالینی و فعال رسانه در تحلیل رفتاری قدرتهای جهانی، همواره تضاد میان «تصویر پوشالی» و «واقعیت میدانی» منبع اصلی تنشهای روانی است. آنچه امروز در تقابل جبهه حق و استکبار مشاهده میکنیم، فراتر از یک نبرد سخت، یک جنگ تمامعیار روانشناختی است که در آن، سازوکارهای دفاعی دشمن به بنبست رسیده است.
۱. تحلیل مکانیسم عقبنشینی و استیصال در تصمیمگیری
عقبنشینی اخیر دونالد ترامپ در تعویق تهدید زیرساختهای انرژی ایران، یک نمونه کلاسیک از شکست در «جنگ ارادهها» است. از منظر روانشناسی تحلیلی، وقتی یک شخصیت تمامتخواه با یک «سد دفاعی نفوذناپذیر» و تهدید متقابلِ خردکننده مواجه میشود، دچار «اجتناب واکنشی» میگردد. تهدید قاطع ایران مبنی بر نابودی تمام پایگاهها و زیرساختهای تحت سلطه آمریکا در منطقه، محاسبات ذهنی حریف را از حالت تهاجمی به حالت «صیانت از خود» تغییر داد. این عقبنشینی پنجروزه، در واقع یک «مکانیسم دفاعی موقت» برای فرار از ابهت و هیبت پاسخ مقتدرانه ایران است؛ نشانهای آشکار از اینکه لایههای تصمیمساز در واشنگتن، به این درک رسیدهاند که کوچکترین خطا، به معنای فروپاشی کامل منافع آنها در منطقه خواهد بود.
۲. فروپاشی ساختار پایداری ذهنی در رژیم صهیونیستی
رژیم اشغالگر قدس که دههها بر پایه القای «امنیت مطلق» بنا شده بود، اکنون دچار «اضطراب وجودی» عمیقی شده است. طولانی شدن جنگ رمضان به بیش از ۲۰ روز، برخلاف پیشبینیهای اولیه، منجر به از دست رفتن «تمرکز راهبردی» و بروز «درماندگی آموختهشده» در بدنه اجتماعی و نظامی این رژیم شده است. وقتی یک سیستم نتواند طبق زمانبندی خود بحران را مدیریت کند، دچار اضمحلال درونی میشود. امروز تضادهای درونی و فروپاشی انسجام روانی در تلآویو، بسیار مهلکتر از موشکهایی است که قلب این رژیم را نشانه رفتهاند.
۳. انسجام ملی و بلوغ روانی جامعه ایران
در نقطه مقابل، جامعه ایران تحت هدایت هوشمندانه حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای، به عالیترین سطح از «همبستگی اجتماعی» و «پایداری روانی» رسیده است. ثبات قدم و آرامشِ رهبری معظم در مدیریت این بحران جهانی، سیگنالهای «اطمینانبخش» را به بدنه جامعه تزریق کرده و باعث شده است که مردم با وجود تمام فشارها، با اتحادی بینظیر در صحنه حضور داشته باشند. این هوشمندی در فرماندهی و پشتکار در اجرا، نه تنها لرزه بر اندام تئوریپردازان غربی انداخته، بلکه دنیا را با یک الگوی جدید از «قدرت متکی بر مردم» مواجه کرده است.
۴. شکست هیمنه رسانهای و شوک اقتصادی
تسلط ایران بر تنگه هرمز و افزایش قیمت نفت به ۱۱۴ دلار، تنها یک کنش اقتصادی نیست، بلکه یک «ضربه روانی سنگین» به پیکره غرب است. آمریکا که همواره از غولهای رسانهای برای پوشاندن ضعفهای خود استفاده میکرد، اکنون در تلهای افتاده که دیگر با «توییتهای تمسخرآمیز» قابل کتمان نیست. این تلاشهای مذبوحانه در فضای مجازی، در واقع نوعی «فرافکنی» برای پنهان کردن ترس عمیقی است که از قدرت واقعی ایران در دل دارند.
نتیجهگیری:
شواهد علمی و میدانی نشان میدهد که دوران «بزن و در رو» به پایان رسیده است. جبهه استکبار در یک مارپیچ نزولی از «فرسودگی روانی» گرفتار شده و در مقابل، ایران اسلامی با تکیه بر «هوش هیجانی بالادستی» و اقتدار نظامی، سکاندار نظم نوین جهانی است. یقیناً این استیصال دشمن و عقبنشینیهای پیدرپی، نویدبخش پیروزی نهایی جبهه حق و تثبیت جایگاه رفیع ایران در جهان است.