به گزارش خبرگزاری سلامت (طبنا) از کرمانشاه ، سید سعید قاسمی ، دوستی نقل میکرد روزی به زندهیاد آیتالله نجومی، هنرمند و فقیه فرهیخته کرمانشاهی، گفتند: «کرمانشاه بزرگ ندارد.» پاسخ او اما عمیق و تأملبرانگیز بود: اشتباه میکنید؛ بزرگ زیاد دارد، کوچک ندارد. این جمله حکیمانه، امروز بیش از هر زمان دیگری مصداق پیدا کرده است. در اینکه در این شهر انسانهای بزرگ و اثرگذار وجود داشته و دارند تردیدی نیست؛ کسانی که برای این شهر هزینه دادهاند و سالها پای کار بودهاند. اما واقعیت این است که در کنار این بزرگان واقعی، با پدیدهای به نام « بزرگان خودخوانده » نیز مواجهیم؛ بزرگان کاذبی که با دویست هزار تومان بزرگ می شوند ، افرادی که نه نقد میپذیرند، نه نصیحت میشنوند و نه حاضرند در قالب کار جمعی تعریف شوند.
در آستانه فعالیت های انتخاباتی شورای اسلامی شهر، یک پرسش جدی پیش روی مردم کرمانشاه قرار دارد: آیا قرار است دوباره همان مسیر گذشته تکرار شود؟ همان شوراهای پراکنده، همان رقابتهای فرسایشی، همان کشمکشها بر سر انتخاب شهردار و تقسیم کمیسیونها؟ تجربه سالهای گذشته نشان داده است که شورا زمانی کارآمد است که به صورت تیمی و لیستی شکل بگیرد؛ نه مجموعهای از افراد پراکنده که هر کدام با منطق فردی وارد شورا شوند.
به نظر میرسد اکنون زمان آن رسیده است که چند نفر از بزرگان واقعی شهر ـ نه «طوفانها» و «کولاکها» و پدیدههای رسانهای و کاذب ـ به میدان بیایند و برای کرمانشاه یک فهرست مبتنی بر معیارهای علمی و حرفهای طراحی کنند. فهرستی که نه بر اساس روابط و هیجانات انتخاباتی، بلکه بر اساس شاخصهای روشن و قابل سنجش شکل بگیرد.
برای یک لیست یازدهنفره میتوان و باید معیارهای مشخص تعریف کرد؛ معیارهایی که حداقلهای لازم برای عضویت در شورای شهر را تعیین کند. از جمله :
- داشتن سواد و دانش مرتبط با مدیریت شهری
- برخورداری از تخصص و تجربه اجرایی قابل دفاع
- داشتن نگاه برنامهمحور به توسعه شهری
- پاکدستی و انگیزه سالم برای خدمت
- نداشتن وابستگی به منافع اقتصادی و رانتهای شهری
- توانایی کار تیمی و پذیرش قواعد جمعی
- قدرت تحلیل و تصمیمگیری در مسائل پیچیده شهری
حتی میتوان برای سنجش توانایی نامزدها، آزمونهای تخصصی و هوش طراحی کرد؛ نه آزمونی کتبی که پاسخهای آن از گوگل ، ذره بین و هوش مصنوعی استخراج شود، بلکه آزمونی حضوری و در لحظه، با طرح پرسشهای واقعی در حوزه مدیریت شهری، برنامهریزی، اقتصاد شهری و اداره شهر. شهری که بودجه میلیاردی دارد و سرنوشت آن به تصمیمهای شورا گره خورده است، چرا نباید اعضایش حداقلهای علمی و مدیریتی را اثبات کنند؟
متأسفانه در کرمانشاه، کارکرد احزاب در این حوزه تقریباً به صفر رسیده است. اگر احزاب ما به جای معاملههای سیاسی و سهمخواهی، نقش واقعی خود را در کادرسازی و معرفی نیروهای شایسته ایفا میکردند، شاید امروز چنین خلأیی احساس نمیشد.
- پیشنهاد روشن است: چند نفر از بزرگان معتبر شهر گرد هم بنشینند، منشور معیارهای شورای کارآمد را تدوین کنند، فرایند ارزیابی نامزدها را آغاز کنند و در نهایت یازده نفر را بر اساس شایستگی واقعی به مردم معرفی نمایند؛ یازده نفری که بتوانند در کنار هم کار کنند، نه یازده جزیره جدا از هم ، اینکه کسی خود را «طوفان»، «رعد و برق» یا «معادلهبهمزن» بداند، هیچ دردی از کرمانشاه دوا نمیکند. شهر به هیجانهای انتخاباتی نیاز ندارد؛ شهر به عقلانیت، تخصص و کار تیمی نیاز دارد.
کرمانشاه دیگر فرصت آزمون و خطا ندارد. این شهر آنقدر درد دارد که دیگر توان تحمل دردهای تازه را ندارد. با وجود صدها داوطلب ثبتنامکرده، بیتردید میتوان یازده نفر شایسته واقعی را از میان آنان انتخاب کرد؛ اگر معیار داشته باشیم، اگر اراده داشته باشیم و اگر منافع شهر را بر منافع فردی ترجیح دهیم.در غیر این صورت، دوباره همان داستان تکرار خواهد شد: آش همان آش، و کاسه همان کاسه.