به گزارش خبرگزاری سلامت، بر این اساس، حفظ و تقویت سیاستها و برنامههای کنترل دخانیات در شرایط بحرانی نه یک گزینه لوکس، بلکه یک ضرورت راهبردی برای کاهش بار بیماری، مدیریت بهینه منابع و حمایت از گروههای آسیبپذیر است. این مقاله با تکیه بر چارچوبهای بینالمللی نظیر کنوانسیون چارچوب WHO FCTC و راهنمای عملیاتی سازمان جهانی بهداشت در شرایط اضطراری، به تبیین مفهوم کنترل دخانیات، تحلیل چالشها و ارائه راهبردهای کلیدی برای ادغام مؤثر کنترل دخانیات در برنامههای مدیریت بحران میپردازد.
۱. مفهوم شرایط بحرانی
«شرایط بحرانی» به وضعیتهایی اطلاق میشود که در آنها ساختارهای عادی اجتماعی، اقتصادی و نظام سلامت دچار اختلال جدی میشوند؛ نمونههای بارز آن عبارتاند از:
بلایای طبیعی (زلزله، سیل، خشکسالی شدید)
جنگها و درگیریهای مسلحانه
بحرانهای اقتصادی و فروپاشی مالی
همهگیریها و پاندمیها (مانند کووید-۱۹)
مهاجرت اجباری، آوارگی گسترده و فروپاشی نظم اجتماعی
وجه مشترک این وضعیتها افزایش استرس، اضطراب، ناامنی، سوگ، گسیختگی شبکههای حمایتی و کاهش دسترسی به خدمات سلامت است؛ ترکیبی که بستر مناسب برای گسترش رفتارهای ناسالم، از جمله مصرف دخانیات، فراهم میکند.
۱–۲. چرا کنترل دخانیات در بحران اهمیت ویژه دارد؟
مصرف دخانیات یکی از مهمترین عوامل خطر قابل پیشگیری برای بیماریهای قلبی–عروقی، سرطانها و بیماریهای مزمن تنفسی است. در شرایط بحران که سیستم درمانی با ظرفیت حداکثری درگیر است، هر افزایش در شیوع یا شدت این بیماریها:
میزان بستری و استفاده از منابع محدود (تخت های مراقبت های ویژه، ونتیلاتور، دارو) را بالا میبرد؛
پیامدهای بالینی را در مبتلایان به بیماریهای عفونی شدیدتر میکند (بهویژه در پاندمیها)؛
هزینه فرصت قابل توجهی برای سیستم سلامت ایجاد میکند.
به بیان ساده: در بحران، هر نخ سیگار هزینهاش برای نظام سلامت چند برابر میشود، اما سیاستگذاران ممکن است کنترل دخانیات را در این شرایط ار لویت خارج کنند؛ این همان خطای استراتژیک رایج است که این متن تلاش میکند آنرا روشن کند.
۲. مفهوم و اجزای کنترل دخانیات
۲–۱. تعریف کنترل دخانیات
«کنترل دخانیات به مجموعهای از سیاستها، برنامهها و اقدامات نظاممند گفته میشود که هدف آن کاهش مصرف محصولات دخانی، پیشگیری از شروع مصرف و کاهش آسیبهای ناشی از آن در سطح فردی و اجتماعی است.»
اجزای محوری این تعریف عبارتاند از:
رصد کردن وضعیت مصرف دخانیات و برنامه های مربوط به کنترل دخانیات
ایجاد و حفظ محیطهای عاری از دود دخانیات
محدودیتها و ممنوعیتهای تبلیغات، ترویج و حمایت مالی از سوی صنعت دخانیات
هشدارهای بهداشتی و بستهبندیهای ساده
برنامههای ترک دخانیات (مشاوره، دارو، خدمات تلفنی/آنلاین)
آموزش و آگاهیبخشی عمومی
سیاستهای مالیاتی و قیمتگذاری
در شرایط بحرانی، نهتنها این اجزا نباید معلق شوند، بلکه در بسیاری موارد باید تقویت شده و با سازوکارهای مدیریت بحران ادغام گردند.
۲–۲. پیوند کنترل دخانیات و مدیریت بحران
رویکرد صحیح این نیست که «اول بحران را جمع کنیم، بعد به دخانیات برسیم»، بلکه رویکرد مبتنی بر شواهد این است که:
مصرف دخانیات خود یک عامل تشدیدکننده پیامدهای بحران است؛
هر واحد کاهش در مصرف، بخشی از بار آینده بر سیستم سلامت را کاهش میدهد؛
کنترل دخانیات در بحران، بخشی از پاسخ به بحران است نه یک فعالیت جنبی.
۳–۱. افزایش مصرف ناشی از استرس و تروما
افزایش استرس، اضطراب، ترس از آینده و تجربه تروما (سوگ عزیزان، از دست رفتن داراییها) افراد را به مصرف یا افزایش مصرف دخانیات سوق میدهد.
در «جمعیتهای آسیبپذیر» این اثر شدیدتر است.
توهم رایج: دخانیات «استرس را کم میکند»؛ در حالی که در بلندمدت با تداوم وابستگی نیکوتینی و عوارض جسمی–روانی، استرس و آسیب را تشدید میکند.
۳–۲. افزایش شروع مصرف در نوجوانان و جوانان
اختلال در نظام آموزشی، تعطیلی مدارس و دانشگاهها؛
بیکاری، بلاتکلیفی و فقدان چشمانداز روشن؛
کاهش نظارت والدین و نهادهای رسمی؛
همه اینها احتمال شروع مصرف دخانیات و سایر مواد را در نوجوانان و جوانان افزایش میدهد.
۳–۳. اختلال در برنامههای پیشگیری و ترک
برنامههای آموزشی، کارزارهای رسانهای و فعالیتهای پیشگیرانه در بحران متوقف یا به حاشیه رانده میشود؛
دسترسی به خدمات ترک (کلینیکها، مشاوره حضوری، داروها) مختل شده یا بهشدت کاهش مییابد؛
سیستمهای نظارتی بر اجرای قوانین (محدودیت تبلیغ، ممنوعیت فروش به افراد زیر ۱۸ سال، منع مصرف در اماکن عمومی) ضعیف میشود.
نتیجه قابل پیشبینی است: مصرف بالا میرود، شروع موارد جدید افزایش مییابد، و افراد در حال ترک دوباره به دخانیات روی می آورند.
۳–۴. مواجهه با دود دست دوم و محیطهای شلوغ
در کمپها، پناهگاهها و محلهای اسکان موقت، تراکم جمعیت بالا و امکان جداسازی فضاهای مصرف کنندگان سیگار محدود است؛
این وضعیت، مواجهه کودکان، زنان باردار و سالمندان با دود دست دوم را افزایش میدهد.
۳–۵. بحرانهای سلامت عمومی (بهویژه پاندمیها)
همافزایی خطرات مصرف دخانیات و بیماریهای تنفسی نظیر COVID-۱۹ با افزایش احتمال عوارض شدید، بستری و مرگ؛
تضعیف سیستم ایمنی ناشی از مصرف دخانیات که ریسک عفونت و پیامدهای آن را بالا میبرد؛
تخصیص بخش عمده منابع سیستم سلامت به مدیریت بحران عفونی و حاشیهای شدن برنامههای کنترل دخانیات.
۴. چالشهای کنترل دخانیات در شرایط بحرانی
- کاهش اولویت سیاسی و سازمان
- در بحران، تصمیمگیران تمایل دارند هر چیزی را که «غیر فوری» بهنظر میرسد کنار بگذارند؛ کنترل دخانیات یکی از قربانیان این ذهنیت است.
- نتیجه: تعلیق یا تضعیف اجرای قوانین و رها شدن فضا برای صنعت دخانیات که به تولید و فروش
- تضعیف سیستمهای نظارتی
- کاهش تعداد بازرسیها و بازدیدها؛
- تمرکز نیروهای نظارتی بر موضوعات دیگر (کمکرسانی، امنیت، کنترل اپیدمی).
- اختلال در زنجیره خدمات ترک و تأمین دارو
- کاهش دسترسی به داروهای ترک (داروهای جایگزین نیکوتین، بوپروپیون و …)؛
- محدود شدن خدمات حضوری، بدون جایگزین مؤثر از راه دور در بسیاری از کشورها.
- نفوذ فرصتطلبانه صنعت دخانیات
- استفاده از بحران بهعنوان فرصت تبلیغاتی: «کمکهای بشردوستانه»، «هدایای حمایتی»، تخفیفهای ویژه و بستههای ارزان؛
- لابی برای تضعیف موقت قوانین به بهانه حمایت از اشتغال و اقتصاد.
۵. چارچوبهای بینالمللی و اسناد بالادستی
۵–۱. کنوانسیون چارچوب کنترل دخانیات (WHO FCTC)
ماده ۱۴: کشورها را ملزم میکند که خدمات درمان وابستگی به دخانیات و حمایت از ترک را فراهم کنند؛ این الزام محدود به شرایط عادی نیست و در بحران نیز به قوت خود باقی است.
ماده ۱۶: بر کنترل فروش محصولات دخانی به افراد زیر سن قانونی تأکید دارد؛ یعنی حتی در آشوب بحران، فروش به نوجوانان نباید «پروژه فراموششده» تلقی شود.
پیام ضمنی: FCTC به کشورها این حق را نمیدهد که در بحران دخانیات را به حال خود رها کنند؛ برعکس، آنها را ملزم میکند برای حفظ و تقویت مداخلات برنامهریزی کنند.
۵–۲. راهنمای عملیاتی WHO برای شرایط اضطراری (۲۰۲۱)
ادغام کنترل دخانیات در پاسخهای سلامت عمومی در شرایط اضطراری؛
حفظ دسترسی به خدمات مشاوره و داروهای ترک حتی در بحبوحه بحران.
۶. راهبردها و سیاستهای کلیدی کنترل دخانیات در شرایط بحرانی
۶–۱. حفظ و اجرای سیاستهای موجود کنترل دخانیات
ممنوعیت تبلیغ و ترویج، مالیات، محیطهای عاری از دود، هشدارهای بهداشتی و ممنوعیت فروش به کودکان و نوجوانان نباید در بحران «تعلیق» یا «تعدیل» شوند.
هرگونه عقبنشینی قانونی، پیام نادرست به جامعه میدهد و گاه برگشتناپذیر است؛ تجربه نشان میدهد که بسیاری از «تسهیلات موقت» برای صنعت دخانیات، بعداً دائمی میشوند.
۶–۲. ادغام کنترل دخانیات در برنامههای مدیریت بحران
کنترل دخانیات باید بهصورت رسمی در اسناد ملی مدیریت بحران و راهنماهای عملیاتی وارد شود.
–۳. حفظ و تقویت خدمات ترک دخانیات
گنجاندن داروهای ترک دخانیات در فهرست داروهای ضروری و برنامهریزی برای تأمین آنها در زنجیره تدارکات اضطراری
- توسعه و تقویت خدمات از راه دور:
- خطوط تلفنی ترک دخانیات؛
- مشاوره مبتنی بر پیامک و شبکههای اجتماعی؛
- پلتفرمهای آنلاین مشاوره روانی–اجتماعی همراه با مداخله ترک.
- آموزش تیمهای خط مقدم (پزشکان، پرستاران، روانشناسان) برای ارائه مشاوره کوتاه و مؤثر ترک دخانیات در محیطهای بحرانی.
۶–۴. حفاظت از گروههای آسیبپذیر و نوجوانان
- تقویت نظارت بر فروش به افراد زیر سن قانونی حتی در شرایط کاهش نیرو؛
- اجرای برنامههای هدفمند برای نوجوانان و جوانان (بویژه در کمپها و مناطق کمبرخوردار) :
- آگاهیبخشی درباره خطرات دخانیات؛
- مهارتهای مقابلهای سالم با استرس؛
- فراهم کردن فعالیتهای جایگزین (ورزشی، فرهنگی، آموزشی) در محیطهای اسکان.
- توجه خاص به:
- مهاجران و آوارگان؛
- افراد با وضعیت اقتصادی–اجتماعی پایین؛
- کارکنان خط مقدم (پزشکان، پرستاران، امدادگران، نیروهای نظامی–انتظامی) که در معرض استرس شدید و خطر افزایش مصرف دخانیات هستند.
۶–۵. ارتباطات خطر و آموزش عمومی
- تولید پیامهای ارتباطی ویژه بحران که بهطور روشن بیان کند:
- مصرف دخانیات خطر ابتلا و شدت بیماریهای عفونی تنفسی را افزایش میدهد؛
- دخانیات «راهحل» استرس نیست، بلکه مشکل را طولانیتر و پیچیدهتر میکند.
- همراستا کردن پیامهای رسانهای مدیریت بحران با سیاستهای کنترل دخانیات؛ تناقض پیامها، اعتماد عمومی را از بین میبرد.
- استفاده از رسانههای محلی، شبکههای اجتماعی و رهبران اجتماعی برای رساندن پیام به گروههای سختدسترس.
۶–۶. مقابله با نفوذ و فرصتطلبی صنعت دخانیات
- ممنوعیت یا محدودسازی شدید پذیرش کمکهای مالی و «هدایای بشردوستانه» از سوی شرکتهای دخانی در دوره بحران؛
- رصد رفتار بازار: تخفیفهای سنگین، بستههای تشویقی، تبلیغات غیرمستقیم؛
- شفافسازی برای افکار عمومی: نشان دادن این که بخش عمده اقدامات ظاهراً نوعدوستانه صنعت دخانیات، در واقع سرمایهگذاری برای افزایش وابستگی در بلندمدت است.
۶–۷. توسعه چارچوبها و پروتکلهای ملی ویژه بحران
- تدوین «پروتکل ملی کنترل دخانیات در شرایط بحرانی» بر مبنای معاهدۀ جهانی کنترل دخانیات و راهنمای سازمان جهانی بهداشت
- تعریف نقش و مسئولیت نهادهای مختلف:
- وزارت بهداشت (سیاستگذاری و نظارت)،
- سازمان مدیریت بحران،
- وزارت آموزش و پرورش و رسانه ملی،
- نیروهای نظامی–انتظامی (اجرای قوانین در محیطهای اسکان و عمومی).
- پیشبینی سازوکار پایش و ارزیابی اجرای این پروتکل در هر بحران.
۷. نتیجهگیری
بحرانها، نه وقفهای موجه برای سیاستهای کنترل دخانیات، بلکه آزمونی برای پایداری و بلوغ این سیاستها هستند.
اگر در شرایط عادی از کنترل دخانیات سخن بگوییم و در اولین بحران آن را تعطیل کنیم، پیام واقعی به جامعه این است که «خودمان هم کنترل دخانیات را آنقدرها جدی نگرفته بودیم». بنابراین:
- بحرانها با افزایش استرس، اختلال در خدمات سلامت و تضعیف نظارت، زمینه را برای افزایش مصرف و شروع دخانیات فراهم میکنند؛
- مصرف دخانیات در بحران، بار بیماری را تشدید و کارایی پاسخ نظام سلامت را تضعیف میکند؛
- چارچوبهای بینالمللی نظیر معاهدۀ جهانی کنترل دخانیات و راهنمای اضطراری سازمان جهانی بهداشت، به روشنی بر لزوم حفظ و تقویت کنترل دخانیات در بحران تأکید میکنند؛
- راهبردهای کلیدی، شامل حفظ قوانین موجود، ادغام کنترل دخانیات در نظام مدیریت بحران، تداوم خدمات ترک، حفاظت از گروههای آسیبپذیر، ارتباطات مؤثر و مقابله با نفوذ صنعت دخانیات است.
بهطور خلاصه، پیام سیاستی روشن است:
شرایط بحرانی نه مجوزی برای عقبنشینی از کنترل دخانیات، بلکه دلیلی مضاعف برای تعمیق و تسریع آن است.
دکتر شریف ترکمن نژاد مشاور علمی جمعیت مبارزه با دخانیات ایران