در حالی که شهروندان در کرمانشاه هر روز با مشکلاتی چون ترافیک، آلودگی، بیکاری، ضعف خدمات شهری و نابسامانی زیرساختها دستوپنجه نرم میکنند، برخی منتقدان معتقدند بخشی از اقدامات نمایشی توسط نامزد های انتخاباتی برای حضور در شوراهای اسلامی شهر ، بیش از آنکه گرهای از مشکلات مردم باز کند، به پوششی برای جلب رای های قبیله ای تبدیل شده است.
به باور منتقدان، حضور مکرر در مراسم های فاتحهخوانی و همچنین حضور گسترده در برخی مناسبتها، زمانی که بدون خروجی عملی و اثرگذاری اجتماعی باشد، این شائبه را ایجاد میکند که افرادی که قصد ورود به شورا را دارند به جای تمرکز بر حل بحرانهای واقعی شهر، درگیر نمایشهای احساسی و تبلیغاتی شده اند ؛ اقداماتی که گاه به تعبیر افکار عمومی، تلاشی برای انحراف توجهات از مطالبات اصلی مردم تلقی میشود.
برخی تحلیلگران بر این باورند که حضورهای نمادین در مراسمهای فاتحه ، بهویژه در آستانه تحولات سیاسی و انتخاباتی، ممکن است با هدف جلب افکار عمومی و کسب محبوبیت در میان گروههای اجتماعی انجام شود؛ موضوعی که مرز میان همدردی واقعی و بهرهبرداری سیاسی را باریکتر کرده است.
منتقدان همچنین میگویند زمانی که چنین اقدامات نمادینی به یک روند تکراری و فاقد برنامه عملی برای رفع مشکلات مردم تبدیل شود، به مرور اثرگذاری خود را از دست میدهد و صرفاً در حد یک تشریفات محلی باقی میماند. نتیجه این روند، افزایش حس بیاعتمادی و تعمیق فاصله میان مردم و مسئولانی است که انتظار میرود بیش از هر چیز، پاسخگوی مطالبات شهری باشند.
با این حال، بسیاری تأکید دارند که اصل همدردی و احترام به درگذشتگان، اقدامی انسانی و ارزشمند است، اما زمانی معنا و اعتبار واقعی پیدا میکند که در کنار آن، مسئولان برای حل مشکلات اساسی شهر نیز اقدام عملی، شفاف و مؤثر انجام دهند. پرسشی که همچنان در افکار عمومی مطرح است این است که آیا چنین اقدامات نمادینی از سر مسئولیت اجتماعی و صداقت انجام میشود یا به ابزاری برای مدیریت افکار عمومی و پوشاندن ضعفهای اجرایی تبدیل شده است؟