بسیاری از افراد بعد از پایان یک رابطه از خود می‌پرسند: چرا این‌قدر درد دارد؟ یا چرا با وجود دانستن اینکه رابطه مناسب نبود، هنوز از آن رها نمی‌شوم؟ پاسخ این پرسش‌ها ریشه‌های عمیق روان‌شناختی دارد.

شبنم مقتدری از جمله روان‌شناسان فعال در حوزه سلامت روان و روابط عاطفی است که در جلسات مشاوره خود، به‌طور ویژه روی مسائل مربوط به روابط بین‌فردی، بحران‌های هیجانی، سوگ عاطفی و بازسازی روانی پس از جدایی تمرکز دارد. مراجعان او اغلب افرادی هستند که پس از پایان یک رابطه، با احساسات پیچیده‌ای مانند وابستگی، خشم، احساس طردشدگی یا کاهش عزت‌نفس مواجه شده‌اند و به دنبال درک بهتر وضعیت روانی خود هستند.

در ادامه با کمک شبنم مقتدری بررسی کرده‌ایم چرا جدایی‌ها تا این اندازه تاثیرگذار هستند و چگونه می‌توان این مرحله دشوار را سالم‌تر پشت سر گذاشت.

چرا جدایی عاطفی برای بسیاری از افراد این‌قدر دردناک است؟

مغز انسان روابط عاطفی را تنها به‌عنوان یک تجربه احساسی ثبت نمی‌کند، بلکه آن را به بخشی از سیستم امنیت روانی تبدیل می‌کند. زمانی که فرد وارد رابطه‌ای صمیمی می‌شود، مغز به حضور طرف مقابل عادت می‌کند و نوعی پیوند عصبی و هیجانی شکل می‌گیرد. بنابراین هنگام جدایی، مغز شرایط را مشابه از دست دادن یا حتی نوعی سوگ تفسیر می‌کند. به همین دلیل افراد ممکن است پس از جدایی علائمی شبیه به سوگ تجربه کنند؛ از جمله این علائم می‌توان به بی‌قراری، مرور خاطرات، اختلال خواب یا احساس خلا اشاره کرد.

این درد لزوما نشانه ضعف نیست و واکنشی طبیعی به قطع پیوندی عاطفی مهم محسوب می‌شود. شدت این درد اغلب به میزان سرمایه‌گذاری هیجانی فرد در رابطه و نه صرفا مدت زمان آن بستگی دارد.

آیا شدت درد جدایی به نوع دلبستگی افراد مربوط می‌شود؟

سبک دلبستگی یکی از فاکتورهای مهم در تجربه جدایی است. سبک دلبستگی الگویی است که از کودکی و روابط اولیه شکل می‌گیرد و تعیین می‌کند افراد چگونه به صمیمیت، فاصله و طردشدگی واکنش نشان دهند. افرادی با دلبستگی اضطرابی پس از جدایی درد شدیدتری را تجربه می‌کنند، زیرا رابطه برای آن‌ها منبع اصلی احساس امنیت بوده است. در مقابل، افرادی با دلبستگی ایمن گرچه ناراحت می‌شوند، اما توانایی بیشتری برای پذیرش پایان رابطه و بازگشت تدریجی به تعادل روانی دارند.

به گفته او، بسیاری از واکنش‌هایی مانند میل شدید به بازگشت، چک کردن مداوم شبکه‌های اجتماعی یا ناتوانی در قطع ارتباط که افراد بعد از جدایی تجربه می‌کنند، در واقع ریشه در الگوهای دلبستگی و نه صرفا عشق یا وابستگی سطحی دارد.

از نظر شما، چه کارهایی بعد از جدایی به سلامت روان کمک می‌کند؟

مهم‌ترین اشتباه پس از جدایی، تلاش برای بی‌حس کردن احساسات است. بسیاری از افراد سعی می‌کنند سریع وارد رابطه جدید شوند یا خود را بیش از حد مشغول کنند تا درد را احساس نکنند؛ در حالی‌که پذیرش احساسات، اولین قدم ترمیم روانی است. در این زمینه بهتر است به خود اجازه تجربه هیجان‌ها را بدهید و فرآیند سوگ عاطفی را طبیعی بدانید. بازسازی روتین‌های روزمره، ارتباط دوباره با دوستان، توجه به سلامت جسمی و محدود کردن تماس با شریک سابق از اقداماتی است که می‌تواند به بازیابی تعادل روانی کمک کند.

همچنین بازنگری رابطه بدون سرزنش خود یا دیگری اهمیت زیادی دارد؛ زیرا هدف، یادگیری از تجربه و نه قضاوت کردن گذشته است.

چه نشانه‌هایی نشان می‌دهد فرد بعد از جدایی نیاز به کمک تخصصی دارد؟

ناراحتی بعد از جدایی طبیعی است، اما در برخی شرایط این ناراحتی می‌تواند به بحران روانی تبدیل شود. اگر برای مدت طولانی نتوانید عملکرد روزمره خود را حفظ کنید، احساس ناامیدی شدید دارید یا افکار وسواسی درباره رابطه پایان‌یافته ذهنتان را اشغال کرده، بهتر است از مشاوره روان‌شناس کمک بگیرید. نشانه‌هایی مانند افت شدید انگیزه، انزوای اجتماعی، اختلال خواب مداوم، اضطراب شدید یا کاهش محسوس عزت‌نفس می‌تواند نشان دهد که به حمایت تخصصی نیاز دارید. در چنین شرایطی، مشاوره روان‌شناختی کمک می‌کند از درد عبور کنید و الگوهای رابطه‌ای خود را نیز بهتر بشناسید تا در آینده روابط سالم‌تری بسازید.

عبور آگاهانه از درد جدایی با کمک شبنم مقتدری

جدایی عاطفی هرچند تجربه‌ای دشوار و گاهی فرساینده است، اما می‌تواند نقطه‌ای برای رشد فردی و شناخت عمیق‌تر خود نیز باشد. در نهایت این نکته را به خاطر بسپارید که درد جدایی نشانه وابستگی انسانی و نیاز طبیعی ما به ارتباط است و شکست شخصی محسوب نمی‌شود. در صورتی‌که این تجربه را با آگاهی، پذیرش احساسات و در صورت نیاز با کمک تخصصی پشت سر بگذارید، امکان بازسازی روانی و شروعی سالم‌تر فراهم خواهد شد. اگر شما هم پس از یک جدایی با احساسات پیچیده و آزاردهنده مواجه هستید، می‌توانید برای دریافت مشاوره تخصصی، نوبت خود را از طریق پلتفرم دکتردکتر رزرو و با شبنم مقتدری گفتگو کنید تا این مسیر را آگاهانه‌تر و کم‌فشارتر طی شود.