به گزارش خبرنگار خبرگزاری سلامت (طبنا)زنجان،همزمان با فرارسیدن ایام اربعین حسینی، اندیشمندان و صاحبنظران از زوایای مختلف دینی، فرهنگی، اجتماعی و انسانی به تبیین ابعاد این رویداد بزرگ میپردازند. پیادهروی اربعین، افزون بر جلوههای دینی و معنوی، در سالهای اخیر به موضوعی قابل تأمل برای پژوهشگران حوزههای فلسفه، جامعهشناسی، فرهنگ و علوم انسانی تبدیل شده است؛ آیینی که بسیاری آن را نمادی از همبستگی، مسئولیتپذیری، ایثار و حرکت آگاهانه انسان در مسیر حقیقت میدانند.
در همین راستا، دکتر مریم احمدی، عضو هیئت علمی دانشگاه زنجان، در یادداشتی اختصاصی، با نگاهی فلسفی و انسانشناسانه به پیادهروی اربعین، این آیین را فراتر از یک سفر مذهبی دانسته و آن را تجربهای برای بازاندیشی در مفهوم رنج، حقیقت، مسئولیت و معنای زندگی توصیف کرده است.
متن این یادداشت را در ادامه میخوانید
در تاریخ بشر، گاه حرکتهایی پدید میآیند که نمیتوان آنها را صرفاً با معیارهای معمول اجتماعی، سیاسی یا آماری سنجید. برخی سفرها تنها جابهجایی انسان از نقطهای به نقطه دیگر نیست؛ بلکه سفری درونی است که انسان را از روزمرگی به تأمل، از آسایش به مسئولیت و از خودمحوری به حقیقتجویی فرا میخواند. پیادهروی اربعین را میتوان یکی از این پدیدههای بزرگ انسانی دانست؛ رویدادی که در آن «راه» تنها مسیر عبور نیست، بلکه بستری برای تحول انسان است.
فلسفه اربعین، پیش از آنکه در تعداد گامها، کیلومترهای پیمودهشده یا گستردگی حضور انسانها خلاصه شود، در معنایی عمیقتر ریشه دارد: در این پرسش بنیادین که انسان برای چه چیزی حاضر است سختی را انتخاب کند؟
تمدن جدید، انسان را بیش از هر زمان دیگری به سوی راحتی، سرعت و مصرف سوق داده است. بسیاری از مناسبات جهان امروز بر حذف رنج و کوتاه کردن مسیرها بنا شدهاند. اما تاریخ اندیشه به ما نشان میدهد که همه رنجها یکسان نیستند. رنجی که از جهل، بیعدالتی و تحقیر انسان سرچشمه گیرد، ویرانگر است؛ اما رنجی که آگاهانه برای پاسداری از حقیقت، کرامت و ارزشهای انسانی پذیرفته شود، میتواند سازنده باشد.
در این نگاه، پیادهروی اربعین یک تجربه انسانی از «معنابخشی به رنج» است؛ تجربهای که در آن انسان با قدمهای خویش اعلام میکند که همه ارزشها را نمیتوان با آسایش و منفعت شخصی اندازه گرفت. گاهی انسان برای یافتن خویشتن، باید از آسایش خویش فاصله بگیرد.
اندیشهورزان بسیاری در طول تاریخ بر اهمیت «بازگشت انسان به معنا» تأکید کردهاند. در حکمت اسلامی نیز انسان موجودی دانسته میشود که در مسیر شدن و کمال قرار دارد؛ موجودی که حقیقت او در سکون و ماندن نیست، بلکه در حرکت آگاهانه به سوی خیر و فضیلت شکل میگیرد. از این منظر، راه رفتن میتواند نمادی از حرکت روح باشد؛ حرکتی که مقصد ظاهری آن یک مکان است، اما مقصد حقیقی آن بازسازی نسبت انسان با ایمان، اخلاق و حقیقت است.
اربعین همچنین نمونهای برجسته از قدرت حافظه تاریخی است. ملتها تنها با ساختمانها و مرزهای جغرافیایی تعریف نمیشوند؛ بلکه با روایتهایی زنده میمانند که نسلها را به یکدیگر پیوند میدهد. یاد امام حسین علیهالسلام برای میلیونها انسان، یادآور پرسشی جاودانه است: در لحظه انتخاب میان مصلحت شخصی و حقیقت اخلاقی، انسان کدام راه را برمیگزیند؟
در عصر رسانه، هر پدیده بزرگی در معرض روایتهای گوناگون قرار میگیرد. رسانهها میتوانند واقعیتها را برجسته یا کمرنگ کنند و انسان معاصر بیش از گذشته نیازمند تفکر نقادانه و شناخت مستقیم است. تجربههای انسانی بزرگ، گاه فراتر از قابهای خبری و تحلیلهای بیرونی هستند؛ زیرا بخشی از حقیقت آنها تنها در زیستن و لمس کردن آشکار میشود.
اربعین را میتوان از منظر جامعهشناختی نیز مطالعه کرد: میلیونها انسان با پیشینهها، زبانها و فرهنگهای متفاوت در یک تجربه مشترک گرد هم میآیند؛ تجربهای که بر محور خدمت، بخشندگی و همدلی شکل میگیرد. در جهانی که بسیاری از مناسبات انسانی به رقابت و فردگرایی افراطی گرایش یافته است، چنین جلوهای از همکاری و محبت جمعی، موضوعی قابل تأمل برای پژوهشگران علوم انسانی است.
اما شاید عمیقترین معنای اربعین در یک حقیقت ساده نهفته باشد: انسان گاهی برای یافتن مسیر خود، باید قدم در راهی بگذارد که او را از خودِ محدودش فراتر ببرد.
هر قدم در مسیر اربعین میتواند گفتوگویی خاموش میان انسان و وجدان خویش باشد؛ گفتوگویی درباره اینکه چه چیزی در زندگی ارزش ماندن، تلاش کردن و فداکاری دارد. این سفر، دعوتی است به اینکه انسان از خود بپرسد: آیا زندگی تنها مجموعهای از خواستنها و داشتنهاست، یا میتواند عرصهای برای معنا، عشق و مسئولیت نیز باشد؟
اربعین از این منظر، تنها یک مراسم نیست؛ یک پرسش بزرگ انسانی است. پرسشی که هر سال در مسیر نجف تا کربلا و در دل میلیونها قدم تکرار میشود:
آیا انسان هنوز حاضر است برای حقیقت، قدمی بردارد؟
و شاید پاسخ این پرسش را نه در سخنرانیها و نوشتهها، بلکه در صدای آرام قدمهایی بتوان شنید که در مسیر عشق، تاریخ را دوباره روایت میکنند.
انتهای پیام/