علیدوستی تاکید کرد: طرح ادعایی آمریکا برای محاصره زمینی ایران بیش از آنکه یک سناریوی عملیاتی باشد، بیانگر مخمصه و سردرگمی این کشور در ادامه جنگ است.

به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری سلامت(طبنا) قاسم علیدوستی کارشناس مسائل راهبردی  اظهار کرد: اگر به وضعیت میدان جنگ نگاه شود، این طرح بیش از آنکه عملیاتی باشد، نشان از مخمصه و سردرگمی آمریکایی‌ها دارد تا اینکه بخواهد به عنوان یک سناریوی موفق در ادامه برای آمریکا راهگشا باشد.

وی افزود: آمریکایی‌ها به دلیل بن‌بست استراتژیک در جنگ، مغلوب تحمیل اراده ایران در عرصه نظامی شدند و امروز با سردرگمی در ادامه جنگ، به بازی انتظار روی آورده‌اند؛ یعنی چرخه‌ای از جنگ، آتش‌بس و بازگشت دوباره درگیری.

به گفته علیدوستی، تمسک به این شیوه بیش از آنکه مظهر تفکر نظامی آمریکا باشد، عملا گویای محدودیت ابزاری این کشور در اعمال قدرت میدانی است.

این کارشناس مسائل راهبردی ادامه داد: مهم‌ترین نگرانی و مانع اصلی آمریکا برای موفقیت در این سناریو، از یک طرف کاهش ذخایر موشکی، موشک‌های رهگیر پاتریوت و سایر سامانه‌های دفاعی برای حفاظت از نیروها و پایگاه‌های آمریکایی در منطقه است و از سوی دیگر، عملیات مبتنی بر تمرکز بر حملات هوایی علیه ایران، برخلاف ادعاهای دشمن، نتیجه‌ای بهتر از گذشته نخواهد داشت.

وی گفت: ترامپ ملعون نیز معتقد است در راهبرد فعلی خود برای باز کردن تنگه هرمز به انتهای راه رسیده و در محاصره دریایی شکست خورده است، بنابراین در این بلاتکلیفی به گزینه‌های مختلفی برای تشدید تنش یا فشار بیشتر علیه ایران فکر می‌کند تا ایران را به میز مذاکره بازگرداند.

علیدوستی تصریح کرد: دشمنی که به دنبال نابودی نظام بود، امروز به این بسنده کرده است که ایران را به میز مذاکره برگرداند و برای خود دستاوردسازی کند.

وی با اشاره به دو گزینه پیش‌روی ترامپ ملعون گفت: یک گزینه، حرکت به سمت جنگ پرشدت و بی‌پایان است.

آرایش جنگی آمریکا از جمله گسیل و استقرار جنگنده‌ها و بمب‌افکن‌های راهبردی در منطقه می‌توانست زمینه‌ساز سناریوهای تهاجمی گسترده‌تر و حتی تهاجم زمینی به جزایر باشد، اما این سناریو با توجه به بررسی‌های خود آمریکایی‌ها، از دو جهت بعید به نظر می‌رسد؛ نخست وسعت جغرافیای ایران، ظرفیت نظامی، بسیج داخلی و منطقه‌ای کشور و هزینه‌های سیاسی و لجستیکی آن برای آمریکا و دوم کمبود مهمات و نامشخص بودن پایان جنگ. به گفته وی، گسترش بحران از تنگه هرمز به دریای سرخ و باب‌المندب نیز می‌تواند سه گذرگاه حیاتی تجارت جهانی را دچار مشکل کرده و اقتصاد جهانی را تحت تأثیر قرار دهد.

علیدوستی گفت: در چنین شرایطی، بحث طرح محاصره زمینی مطرح شده و این موضوع در چارچوب پذیرش حداقل ریسک از سوی آمریکا قابل ارزیابی است.

این فرد ملعون به دنبال بازتعریف الگوی نظامی فشار در حوزه اقتصادی است تا از طریق فشار اقتصادی بر زیرساخت صنعتی ایران اثر بگذارد، اما این طرح مستلزم آن است که آمریکا و اسرائیل از همسایگان و شرکای منطقه‌ای ایران بخواهند گذرگاه‌های مرزی را محدود یا تعطیل و جریان صادرات و واردات را محدود کنند.

وی این طرح را احمقانه توصیف کرد و گفت: خود آمریکایی‌ها نیز اذعان دارند که این طرح بیش از آنکه ممکن باشد، نشان‌دهنده عمق مخمصه و سردرگمی آنها در جنگ است.

وی افزود: این سناریو می‌تواند طرحی پلید باشد تا زمینه را برای حرکت به سمت سناریوی دوم یا جنگ پرشدت فراهم کند، هرچند آن سناریو نیز با مشکلات فراوان روبه‌روست.

این کارشناس مسائل راهبردی تأکید کرد: برای کشوری با موقعیت ژئوپلیتیک ایران که با بیش از ۱۵ بازیگر منطقه‌ای ارتباط دارد، از بین بردن تجارت یا ایجاد انزوای اقتصادی اساسا ممکن نیست و این اقدام هزینه بسیار بالایی برای آمریکا خواهد داشت.

وی افزود: ایران همواره اعلام کرده خواهان امنیت برای همه کشورهاست و امنیت را کیکی قابل تقسیم نمی‌داند، اما در صورت تهدید امنیت ملی، اجازه نخواهد داد از امنیت به عنوان امتیاز برای برخی کشورها استفاده شود و برخی دیگر محدود شوند.

علیدوستی به رادیو گفت‌وگو گفت: کشورهای منطقه تجربه کرده‌اند هر کشوری که به آمریکا تکیه کرده، دچار آسیب‌های شدید شده است و به همین دلیل بعید است کشورهایی مانند ترکیه، عراق، روسیه، آذربایجان و دیگر همسایگان ایران وارد چنین بازی‌ای شوند، به‌ویژه آنکه تبادلات نزدیک با جمهوری اسلامی ایران دارند و آثار نزدیکی به آمریکا و میزبانی از آن را نیز دیده‌اند.

وی افزود: حتی اگر موافقتی نیز در ظاهر اعلام شود، اجرای عملی این طرح اساسا غیرممکن خواهد بود.

وی همچنین با اشاره به رویکرد اقتصادی ترامپ گفت: روحیه او به گونه‌ای است که خود را درگیر ریسک بالای مالی در عرصه عملیاتی نمی‌کند، چون می‌داند نتیجه آن شکست حتمی است و اگر فشاری قرار باشد بر ایران وارد شود، تصور آمریکا این است که باید هزینه‌های لجستیکی و اقتصادی آن از سوی همان کشورها تأمین شود، اما این کشورها باید بدانند در برابر چنین هزینه‌ای چه چیزی از آمریکا دریافت خواهند کرد.

علیدوستی تصریح کرد: با توجه به پیچیدگی اقتصاد منطقه، پیوندهای گسترده تجاری ایران با کشورهای همسایه و ارزیابی کارشناسان آمریکایی و غربی، این سناریو امکان تحقق ندارد.