طی سال‌های اخیر، به دلیل تحریم‌های گسترده و یک‌جانبه آمریکا علیه مردم ایران، پرسش‌های بسیاری در ذهن افکار عمومی شکل گرفته است؛ پرسش‌هایی که همچنان بی‌پاسخ مانده‌اند. آیا دموکراسی همین رفتاری است که امروز از سوی آمریکا شاهد آن هستیم؟ آیا سکوت سازمان‌های بین‌المللی، به‌ویژه سازمان ملل متحد، در برابر آثار انسانی این تحریم‌ها، به معنای بی‌تفاوتی در برابر ظلم و حمایت غیرمستقیم از اقداماتی نیست که زندگی میلیون‌ها انسان را تحت تأثیر قرار داده است؟

به گزارش خبرگزاری سلامت،وقتی از حقوق انسان‌ها سخن می‌گوییم، یعنی برای کرامت، جان و زندگی آن‌ها ارزش و جایگاه قائل هستیم. حقوق بشر زمانی معنا پیدا می‌کند که بدون تبعیض، بدون ملاحظات سیاسی و بدون نگاه دوگانه برای همه انسان‌ها اجرا شود.

امروز در جهانی زندگی می‌کنیم که گاهی تصمیم‌های بزرگ سیاسی، نه بر اساس منافع ملت‌ها، بلکه بر پایه رقابت‌های قدرت اتخاذ می‌شود و نتیجه آن را مردم عادی می‌پردازند. این واقعیت را می‌توان به‌صورت ملموس در ایران مشاهده کرد. فارغ از هرگونه جناح‌بندی سیاسی در داخل یا خارج از کشور، باید اندیشید که به چه قیمتی جان یک انسان بی‌گناه و یک کودک باید قربانی سیاست‌هایی شود که مدعی دفاع از آزادی، دموکراسی و حقوق بشر هستند. چگونه ممکن است کشوری که خود را پرچمدار آزادی بیان و دموکراسی معرفی می‌کند، سیاست‌هایی را دنبال کند که آثار مستقیم آن بر زندگی بیماران، کودکان، سالمندان و خانواده‌های عادی نمایان باشد؟ سکوت مجامع بین‌المللی در برابر چنین پیامدهایی، پرسش‌های جدی درباره کارآمدی و بی‌طرفی این نهادها ایجاد می‌کند.

امروز شاهد پایمال شدن حقوق کسانی هستیم که هیچ نقشی در اختلافات سیاسی و تصمیم‌های دولت‌ها ندارند؛ انسان‌هایی که تنها می‌خواهند زندگی کنند.

آنچه امروز بیش از هر زمان دیگری ضرورت دارد، بازگشت به اصول بنیادین حقوق بین‌الملل و احترام به کرامت انسان است. ادبیات حمله به زیرساخت‌های کشورها، فشار بر مردم و تبدیل مسائل انسانی به ابزار رقابت‌های سیاسی، نباید به رویه‌ای عادی در روابط بین الملل تبدیل شود.

سیاست زمانی مشروعیت دارد که در خدمت انسان باشد، نه آنکه انسان را قربانی اهداف سیاسی کند. تاریخ این روزها را به خاطر خواهد سپرد و بی‌تردید درباره عملکرد دولت‌ها و نهادهای بین‌المللی قضاوت خواهد کرد.

یاسر داوودیان رییس هیات مدیره بنیاد بیماری های نادر ایران