به گزارش خبرگزاری سلامت، دکتر نادر علیرضالو در تحلیل ادعای ثبت ۴۰ اختراع از سوی مجتبی بیگدلی شاملو، بر ضرورت تفکیک میان اظهارنامه اختراع، شماره ثبت و گواهینامه رسمی اختراع تأکید کرد و گفت: صرف مشاهده شماره ثبت در سامانه مالکیت معنوی، بدون بررسی گواهینامه و آگهی رسمی، برای احراز قطعی صدور گواهی اختراع کافی نیست. طبق ماده ۱۴ قانون ثبت اختراعات مصوب ۱۳۸۶، پس از ثبت اختراع، اداره مالکیت صنعتی باید آگهی ثبت را منتشر و گواهینامه اختراع صادر کند. بنابراین، تعداد نتایج یک جستجو یا شمارههای درج شده در سامانه را نمیتوان بدون بررسی وضعیت حقوقی هر پرونده، معادل تعداد اختراعات دارای گواهی معتبر دانست.
علیرضالو در ادامه با اشاره به فهرست ۴۰ نتیجهای استخراجشده از سامانه مرکز مالکیت معنوی، بر ضرورت بررسی ماهیت فنی و طبقهبندی تخصصی این ثبتها تأکید کرد: بررسی عناوین قابل مشاهده در این فهرست نشان میدهد بخش قابل توجهی از موارد به حوزههایی نظیر مهندسی مکانیک، تجهیزات صنعتی، طراحی صنعتی، سامانههای خودرو، موتورهای هیدرولیکی و پنوماتیکی، تجهیزات کنترل اکسیژن و فناوریهای مرتبط با حملونقل تعلق دارند.
وی افزود: در میان این عناوین، مواردی مانند موتور هیدرولیکی، سیستم مقاومت بدنه خودرو، کمپرسور کاهنده مصرف سوخت، سیستم جلوگیری از سقوط هواپیما، سیستم ضدسرقت موبایل، موتور پنوماتیک و سامانههای کنترل و کاهش شتاب خودرو دیده میشوند. این عناوین، دستکم در سطح عنوان ثبت، ارتباط مستقیمی با فناوریهای علوم شناختی، عصبشناسی، مدلسازی مغز، رابط مغز و رایانه یا شبیهسازی فرایندهای شناختی نشان نمیدهند.
ابهام در پیشینه دانشگاهی و تخصصی صاحب ادعای شبیهسازی ذهن
علیرضالو گفت: نکته دیگری که در ارزیابی اعتبار علمی ادعای شبیهسازی ذهن اهمیت دارد، روشن نبودن و فقدان مستندات قابل احراز درباره رشته تحصیلی، دانشگاه محل تحصیل و مدارک دانشگاهی مجتبی بیگدلی شاملو است. در اطلاعات و سوابق عمومی قابل بررسی، تاکنون مستندات رسمی و قابل اتکایی که تحصیلات دانشگاهی و تخصص حرفهای وی را در رشته روانشناسی، علوم شناختی، علوم اعصاب یا رشتههای دانشگاهی مرتبط با فناوریهای شبیهسازی ذهن اثبات کند، ارائه نشده است. از سوی دیگر، بررسی عناوین اختراعات منتسب به وی در سامانه مالکیت معنوی نیز، دستکم در موارد قابل مشاهده، نشانه مشخصی از فعالیت تخصصی و مستمر در حوزه روانشناسی، عصبشناسی، علوم شناختی یا فناوریهای مرتبط با مدلسازی و شبیهسازی فرایندهای مغزی به دست نمیدهد. بخش عمده عناوین قابل مشاهده به حوزههای فنی، مکانیکی، صنعتی و طراحی تجهیزات تعلق دارند.
وی ادامه داد: این مسئله از منظر علمی اهمیت اساسی دارد؛ زیرا تعدد ثبت اختراع در حوزههای نامرتبط، نه جایگزین تحصیلات و تخصص دانشگاهی مرتبط است و نه به تنهایی صلاحیت علمی برای ابداع، توسعه یا اجرای یک روش مبتنی بر علوم شناختی و عصبشناسی را اثبات میکند. البته نداشتن مدارک تحصیلی منتشر شده در منابع عمومی، به تنهایی اثبات کننده فقدان تحصیلات دانشگاهی نیست؛ اما هنگامی که فردی مدعی ابداع یک روش با ادعاهای گسترده درباره عملکرد ذهن و مغز انسان است، ارائه مستندات روشن درباره پیشینه علمی، تخصص مرتبط و مبانی پژوهشی روش ابداعی، ضرورتی غیرقابل چشمپوشی است.
علیرضالو گفت: از منظر تخصصی، باید میان اختراع یک وسیله مکانیکی یا صنعتی، طراحی یک ابزار توانبخشی و ابداع یک فناوری مبتنی بر علوم اعصاب و شناختی تمایز قائل شد. برخورداری از سوابق متعدد ثبت اختراع در حوزههای فنی، به تنهایی صلاحیت علمی در حوزه عصبشناسی یا علوم شناختی و همچنین اعتبار یک روش مداخله یا درمان روانشناختی را اثبات نمیکند.
وی افزود: این تمایز در ارزیابی ادعای «شبیهسازی ذهن» اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا برای اثبات اعتبار علمی چنین ادعایی، صرف ارائه سوابق ثبت اختراع یا شمارههای ثبتی کافی نیست و باید مشخص شود آیا اساساً فناوری یا محصولی مشخص، با توصیف فنی قابل ارزیابی، در این حوزه توسعه یافته است یا خیر. از سوی دیگر، مطابق ماده ۴ قانون ثبت اختراعات مصوب ۱۳۸۶، نظریههای علمی، روشهای ریاضی و روشهای انجام فعالیتهای ذهنی، به خودی خود در زمره اختراعات قابل ثبت قرار نمیگیرند. بنابراین، ادعای ثبت یک روش با عنوان شبیهسازی ذهن باید از ادعای ثبت یک دستگاه یا فناوری مشخص برای اجرای آن تفکیک شود.