از حکم کلیشه‌ای تا عملکرد تعیین‌کننده؛ سرنوشت بیژن مرادی در چند ماه آینده

یاداشت سید سعید قاسمی ، بیژن مرادی در مقطعی کوتاه اما بسیار تعیین‌کننده سکان شهرداری کرمانشاه را در دست گرفته است؛ مقطعی که بیش از آنکه به زمان وابسته باشد، به نوع نگاه و جسارت مدیریتی وابسته است. او فرصت ...

خبر گزاری سلامت ، دفتر کرمانشاه ، یاداشت سیدسعید قاسمی ،بیژن مرادی در مقطعی کوتاه اما بسیار تعیین‌کننده سکان شهرداری کرمانشاه را در دست گرفته است؛ مقطعی که بیش از آنکه به زمان وابسته باشد، به نوع نگاه و جسارت مدیریتی وابسته است. او فرصت دارد، هرچند محدود، اما طلایی، خود را از جایگاه یک شهردار موقت یا عبوری خارج کرده و نامش را در بازه‌ای کوتاه—به‌عنوان مدیری اثرگذار در حافظه شهری ثبت کند. واقعیت این است که آینده او نه صرفاً در گرو تصمیم شورای آینده شهر که در اردیبهشت‌ماه انتخاب می‌شود، بلکه بیش از هر چیز در گرو عملکردی است که امروز و در همین ماه‌ها از خود به‌جا می‌گذارد.

تجربه چندین دوره شوراهای اسلامی شهر در کرمانشاه نشان داده است که همواره دو مسیر محتمل وجود دارد؛ یا عقلانیت و ارزیابی عملکرد بر انتخاب‌ها حاکم می‌شود و یا شهر وارد حاشیه‌ها، تنش‌ها و بازی‌های فرساینده می‌شود؛ مسیری که نتیجه آن، لرزان شدن مدیریت شهری و توقف پروژه‌های کلان است و این مورد بارها رخ داده است ، اما آنچه می‌تواند این دو مسیر را بی‌اثر کند، سناریوی سوم است؛ عملکرد آقای بیژن مرادی در همین مدات کوتاه آن‌قدر پررنگ، ملموس و غیرقابل چشم‌پوشی باشد که شورای جدید ، افکار عمومی و حتی منتقدان، ناگزیر به پذیرش تداوم آن شوند و ایشان در این پست ماندگار شود

حکم وزیر کشور برای بیژن مرادی، مانند بسیاری از احکام شهرداران، سرشار از مفاهیم کلان و تکرارشده‌ای چون عدالت شهری، اخلاق اسلامی، شفافیت، مبارزه با فساد، توزیع عادلانه خدمات و ارتقای کیفیت زندگی شهروندان است. این مفاهیم در ذات خود ارزشمندند، اما مسئله اساسی آن است که سال‌هاست در احکام نوشته می‌شوند، بدون آنکه الزاماً در شهرها دیده شوند. تفاوت یک شهردار ماندگار با یک مدیر گذرا دقیقاً از همین‌جا آغاز می‌شود؛ از جایی که این واژه‌ها از متن حکم خارج شده و به پروژه، تصمیم و تغییر محسوس در زندگی مردم تبدیل می‌شوند.

پرداخت به‌موقع حقوق کارکنان شهرداری، نظم مالی و کاهش تنش‌های درون‌سازمانی، بی‌تردید اقدامات لازم و پایه‌ای هستند، اما این‌ها شرط کافی برای قضاوت افکار عمومی نیستند. شهروندان با پروژه‌های داخلی و حسابداری شهرداری ارتباط برقرار نمی‌کنند؛ آن‌ها تغییر را در خیابان، فضاهای عمومی، پروژه‌های نیمه‌تمام و نمادهای شهری می‌بینند. مطالبه مردم کرمانشاه روشن است: تعیین تکلیف پروژه‌هایی که سال‌هاست معلق مانده‌اند، از تله‌کابین گرفته تا شهربازی، ساماندهی قره‌سو و اقداماتی که بتواند حس امید، تحرک و حیات شهری را به شهر بازگرداند.

بیژن مرادی اگر بخواهد صرفاً «مدیریت روزمره» را پیش ببرد، احتمالاً دوره‌ای کم‌حاشیه اما کم‌اثر را پشت سر خواهد گذاشت؛ دوره‌ای که نه مخالفان جدی می‌سازد و نه حامیان واقعی. اما اگر قصد ماندگاری دارد، ناگزیر است به سمت تصمیم‌های بزرگ حرکت کند؛ تصمیم‌هایی که شاید هزینه سیاسی داشته باشند، اما سرمایه اجتماعی تولید می‌کنند. کار بزرگ، شجاعت می‌خواهد و شجاعت، پیش‌نیاز تفکر بزرگ است.

این مقطع زمانی، فرصت آزمون و خطای محافظه‌کارانه نیست. این همان «گلدن‌تایم»ی است که یا به سکوی پرتاب یک شهردار تبدیل می‌شود یا به فصلی کوتاه و فراموش‌شدنی در تاریخ مدیریت شهری کرمانشاه. اگر مرادی بتواند در همین بازه کوتاه، نشانه‌ای روشن از اراده برای حل مسائل مزمن شهر ارائه دهد، افکار عمومی و شورای آینده، خود به ابقای او خواهند رسید؛ و اگر نه، هیچ حکم و توصیه‌ای جای خالی عملکرد را پر نخواهد کرد.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha