از بمباران خبری تا ترس جمعی؛ چگونه یک دروغ بزرگ به «باور عمومی» تبدیل می‌شود؟

سید سعید قاسمی ، تأثیر رسانه بر روح و روان انسان‌ها، به‌ویژه در روزهایی که جامعه با بحران‌ها و تنش‌های مختلف روبه‌روست، بسیار عمیق و تعیین‌کننده است. امروز دیگر رسانه تنها یک ابزار اطلاع‌رسانی نیست؛ بلکه می‌تواند ذهن‌ها

به گزارش خبرگزاری سلامت (طبنا) از کرمانشاه ، سید سعید قاسمی ، در ابتدا یه مقدمه کوتاه بخوانید و بعد از آن ترفند های رسانه ای مثل اینترنشنال برای تسخیر ذهن شما آورده شده ، چقدر حرفه ای برای گول زدن مخاطبی که دوست ندارد فکر کند !! و یا شاید آنها بگونه ای ذهن ها را مدیریت کنند تا فکر نکند ، نکاتی جالب دارد ، اگر هم دوست ندارد مقدمه را بخوانید یک راست برید سر اصل مطلب

تأثیر رسانه بر روح و روان انسان‌ها، به‌ویژه در روزهایی که جامعه با بحران‌ها و تنش‌های مختلف روبه‌روست، بسیار عمیق و تعیین‌کننده است. امروز دیگر رسانه تنها یک ابزار اطلاع‌رسانی نیست؛ بلکه می‌تواند ذهن‌ها را جهت دهد و حتی بر نوع قضاوت مردم درباره واقعیت‌ها اثر بگذارد. بخشی از جامعه، آگاهانه یا ناخودآگاه، برداشت‌ها و داوری‌های خود را بر اساس روایت‌هایی شکل می‌دهد که از رسانه‌ها دریافت می‌کند. از همین رو، درک سازوکار رسانه و افزایش سواد رسانه‌ای برای مردم به یک ضرورت جدی تبدیل شده است.

  • آنچه این سال‌ها در برخی شبکه‌های فارسی‌زبان خبری خارج از کشور مشاهده می‌شود، صرفاً فعالیتی در چارچوب خبررسانی حرفه‌ای نیست. بسیاری از این روایت‌ها محصول اتاق‌های فکری هستند که با برنامه‌ریزی دقیق تلاش می‌کنند از طریق عملیات روانی، ایجاد ترس، بزرگ‌نمایی بحران‌ها و انتشار روایت‌های جهت‌دار، نوعی تفکر مبتنی بر سلطه و ناامیدی را در ذهن مخاطبان القا کنند. این روند سال‌هاست با الگوی مشخصی دنبال می‌شود؛ رسانه‌هایی که بارها با انتشار دروغ‌های بزرگ و شایعات گسترده تلاش کرده‌اند افکار عمومی را تحت تأثیر قرار دهند، اما در نهایت نیز هیچ‌گاه به نتیجه واقعی و پایدار دست نیافته‌اند.

با این حال، نمی‌توان از اثرگذاری کوتاه‌مدت چنین عملیات رسانه‌ای غافل شد. امروز جنگ رسانه‌ای در بسیاری از مواقع حتی از میدان‌های واقعی نبرد نیز اثرگذارتر است. در چنین فضایی، اگر مردم از سواد رسانه‌ای لازم برخوردار نباشند، ممکن است به سادگی در معرض موجی از اخبار نادرست و روایت‌های ساختگی قرار بگیرند. در همین زمینه، تحلیلی با عنوان «کالبدشکافی یک مسخ رسانه‌ای؛ چرا مخاطبان اینترنشنال هر دروغی را به راحتی باور می‌کنند؟» که توسط روح‌الله پورطالب منتشر شده، تلاش کرده است بخشی از این سازوکار را توضیح دهد. در این تحلیل به پدیده‌ای اشاره می‌شود که در جریان تنش‌ها و درگیری‌های اخیر نیز قابل مشاهده بود؛ جایی که برخی مخاطبان رسانه‌های معاند حتی آشکارترین شایعات و اخبار تأییدنشده، از سقوط شهرها گرفته تا خبرهای مربوط به ترور شخصیت‌ها، را به‌راحتی می‌پذیرفتند.

اصل مطلب یکی از مهم‌ترین تکنیک‌هایی که در این فضا به کار گرفته می‌شود، «بمباران خبری» است. در این روش، حجم عظیمی از تیترهای فوری و هیجانی به‌صورت پی‌درپی منتشر می‌شود. وقتی مخاطب در هر لحظه با خبرهایی همراه با واژه‌های تحریک‌کننده مانند انفجار، سقوط، فرار یا شکست مواجه می‌شود، ذهن او فرصت تحلیل منطقی را از دست می‌دهد. در علوم رسانه به این وضعیت «خستگی شناختی» گفته می‌شود؛ حالتی که در آن فرد دیگر توان تفکیک حقیقت از دروغ را ندارد.

تکنیک دیگر، بهره‌گیری از «سوگیری تأییدی» مخاطبان است. بسیاری از افراد ناخودآگاه به دنبال اخباری هستند که پیش‌فرض‌های ذهنی آن‌ها را تأیید کند. رسانه‌هایی که در پی تأثیرگذاری روانی هستند، دقیقاً از همین نقطه استفاده می‌کنند. آن‌ها روایت‌هایی را منتشر می‌کنند که با احساسات یا نارضایتی‌های بخشی از مخاطبان هم‌خوانی داشته باشد. در نتیجه، خبر نه به دلیل صحت، بلکه به دلیل هم‌راستایی با احساسات مخاطب پذیرفته می‌شود.

در کنار این موارد، استفاده از کارشناسان ظاهراً مستقل یا تحلیلگران به‌اصطلاح نظامی نیز یکی از روش‌های رایج برای اعتباربخشی به روایت‌هاست. در بسیاری از برنامه‌ها افرادی با عناوین تخصصی ظاهر می‌شوند و با اطمینان کامل از رخدادهایی سخن می‌گویند که سند قابل اتکایی برای آن‌ها وجود ندارد. برای مخاطب، همین ظاهر تخصصی می‌تواند نقش یک عامل اعتمادسازی کاذب را ایفا کند.

  • از سوی دیگر، ابزارهای جدیدی مانند هوش مصنوعی نیز به میدان جنگ رسانه‌ای وارد شده‌اند. انتشار ویدئوهای دستکاری‌شده، تصاویر ساختگی و فایل‌های صوتی تولیدشده با فناوری‌های جدید، می‌تواند به سرعت حس بحران و آشوب را در ذهن مخاطب ایجاد کند؛ به‌ویژه برای کسانی که هنوز با قدرت این فناوری‌ها آشنایی کافی ندارند.

همچنین ایجاد فضای ترس و اضطراب یکی دیگر از ابزارهای مهم در عملیات روانی رسانه‌ای است. استفاده از موسیقی‌های دلهره‌آور، گرافیک‌های هشداردهنده و رنگ‌های تند در پخش خبرها، مخاطب را در وضعیت اضطراب دائمی نگه می‌دارد. در چنین شرایطی بخش منطقی مغز تضعیف می‌شود و تصمیم‌گیری‌ها بیشتر بر اساس واکنش‌های احساسی شکل می‌گیرد.

از همین رو، امروز بیش از هر زمان دیگری جامعه نیازمند ارتقای سواد رسانه‌ای است. مردمی که بتوانند منبع خبر را بررسی کنند، روایت‌های مختلف را با یکدیگر مقایسه کنند و تحت تأثیر هیجان‌های لحظه‌ای قرار نگیرند، کمتر در دام عملیات روانی گرفتار می‌شوند. دانایی در عصر رسانه، بدون سواد رسانه‌ای ممکن نیست.تجربه سال‌های اخیر نشان داده است که با وجود حجم گسترده تبلیغات، شایعات و دروغ‌های بزرگ، حقیقت در نهایت مسیر خود را پیدا می‌کند. جامعه‌ای که قدرت تحلیل و آگاهی رسانه‌ای خود را افزایش دهد، نه‌تنها کمتر فریب می‌خورد، بلکه در برابر جنگ روانی نیز مقاوم‌تر خواهد بود. امروز بیش از هر زمان دیگری باید پذیرفت که نبرد اصلی بر سر ذهن‌هاست؛ و در این میدان، آگاهی و سواد رسانه‌ای مهم‌ترین ابزار دفاعی مردم به شمار می‌آید.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha