به گزارش خبرگزاری سلامت (طبنا) از کرمانشاه ، سید سعید قاسمی به بهانه آزادی خرمشهر در سال ۶۱ مطلبی را نگاشته است ، نسخه ای از این مطلب در اختیار ما قرار گرفته که پیش روی شماست
روزی که در سال ۱۳۵۹ صدام حسین در برابر دهها دوربین ایستاد و قرارداد الجزایر را پاره کرد، با غروری آمیخته به توهم وعده داد که تهران را در سه روز فتح خواهد کرد. آن روز شاید تصور میکرد که این سخن به سرعت به واقعیت تبدیل میشود، اما تاریخ مسیر دیگری را برایش نوشت. جنگی آغاز شد که بیش از هشت سال به طول انجامید؛ جنگی که در آن ارتش بعث به سرکردگی صدام با همه حمایتهایی که داشت، نتوانست به رؤیایی که در سر میپروراند دست یابد.
در برابر آن ادعا، ملتی ایستاد که دست خالی اما با ارادهای استوار در میدان حاضر شد. رزمندگان ایرانی در جبههها حماسههایی آفریدند که نامشان در حافظه تاریخ ماندگار شد. از عملیاتهای بزرگ همانند بیت المقدس و حماسه سرنوشتساز آزادی خرمشهر تا مقاومتهای جانانه در خطوط مقدمدر غرب کشور ، هر صفحه از آن سالها روایتگر شجاعت مردانی بود که برای دفاع از سرزمین و مردمشان از جان گذشتند. بسیاری از آنان به مقام شهادت رسیدند و بسیاری دیگر با زخمهای جنگ به خانه بازگشتند، اما نتیجه آن ایستادگی چیزی بود که کمتر در جنگهای معاصر دیده شده است.
نگارنده باید دارم که سالها پیش سردار محسن رضایی در سخنرانی که در دانشگاه رازی کرمانشاه برگزار شد، به نکتهای اشاره کرد که بارها در تحلیل های آن سالها تکرار شده است: جنگ هشتساله و دفاع مقدس ملت ایران تنها جنگی بود که حتی یک وجب از خاک ایران اسلامی از آن جدا نشد. این جمله خلاصهای از سالها مقاومت، فداکاری و پایداری مردمی است که اجازه ندادند سرنوشت سرزمینشان با تصمیم دشمنان رقم بخورد.
سالها از آن روزها گذشته است. نسلها تغییر کردهاند، اما خاطره آن ایستادگی هنوز در ذهن جامعه زنده است. اما امروز نیز همان ارجیف فتح سه روزه به نوعی دیگر توسط ترامپ تکرار شد و او هم بدون شک سرنوشت مختومی همانند صدام پیدا خواهد کرد ، سخنانی از او در این روزها شنیده میشود که یادآور همان وعدههای عجولانه و خیالپردازانه صدام است؛ وعدههایی درباره فتحی سریع و آسان. اما تاریخ نشان داده است که درباره ایران و مردمش، فاصله میان خیال و واقعیت بسیار بیشتر از چند روز است.
ایران امروز همان سرزمینی است که آن روزها در برابر تجاوز ایستاد، با این تفاوت که تجربه، دانش و تواناییهای تازهای به آن افزوده شده است. قدرت موشکی اش را همگان دیدند ، مردمی که روزی در جبههها دفاع کردند، امروز در عرصههای مختلف علم و فناوری گرفته تا توان دفاعی
وحضور در خیابان نقشآفرینی میکنند. در میدانهای گوناگون، از پژوهشگاهها تا فضای مجازی، نسلهای جدید با ابزارهای نوین راه خود را ادامه میدهند.
امروز ایران بواسطه دوستان خوبی که دارد می تواند باب المندب را هر موقع اراده کند ببندد و این یعنی فشار مضاعف بر کسانی که قصد تهدید و تحدید ایران را دارند ، موضوع مهم دیگری که باید جدی تر به آن نگاه کرد چنانچه سی ان ان می نویسد: ایران ، اینبار بجای نفت چشم به قلب اینترنت جهان در تنگه هرمز بسته استه و می تواند هزینه سنگینی به اقتصاد جهانی تحمیل کند که دیگر هیچ احدی جرات حمله به ایران را نداشته باشد ، کابل های زیر دریایی اتصال اینترنت که از تنگه هرمز می گذرند ستوان فقرات اتصال جهانی را تشکیل می دهند و بخش عمده ترافیک اینترنت و داده های جهان را منتقل می کنند هدف قرار دادن این کابلها تنها بر سرعت اینترنت اثر نخواهد گذاشت، بلکه میتواند سامانههای بانکی، ارتباطات نظامی و زیرساختهای ابریِ هوش مصنوعی گرفته تا دورکاری، بازیهای آنلاین و سرویسهای پخش اینترنتی را با تهدید مواجه کند. و مدیریت این مسئله نیز هم اکنون در دست ایران بزرگ است
شاید به همین دلیل است که بسیاری از تحلیلگران معتقدند وعدههای کوتاهمدت برای تسلط بر چنین سرزمینی بیشتر به خیال میماند تا واقعیت. تاریخ بارها نشان داده است که ملتهایی که ریشه در فرهنگ، هویت و اراده جمعی دارند، با تهدید و شعارهای شتابزده از پای درنمیآیند.
از صدام تا هر کسی که پس از او چنین رؤیاهایی در سر داشته باشد، فاصله میان «سه روز» تا حقیقت، فاصلهای طولانی است؛ فاصلهای به اندازه سالها مقاومت و ایستادگی.
و شاید بهترین توصیف برای چنین خیالهایی همان ضربالمثل قدیمی باشد: شتر در خواب بیند پنبهدانه ، گهی لپلپ خورد، گه دانهدانه
نظر شما