به گزارش خبرگزاری سلامت (طبنا) از کرمانشاه به قلم حامد بهرامیان کارشناس ارشد روانشناسی بالینی و فعال رسانه ، در روانشناسی بالینی و علوم اجتماعی، یکی از پیچیدهترین مفاهیم، «تابآوری جمعی» و «تنظیم هیجانی جامعه» در مواجهه با بحرانهای فقدان است. شهادت جانسوز حضرت آیتالله سید علی خامنهای (ره)، نه تنها یک واقعه سیاسی، بلکه از دیدگاه روانشناختی، شوکی عظیم بر پیکره «ناهشیار جمعی» و عواطف ملت ایران بود. فقدان رهبری که دههها لنگرگاه ثبات و امنیت روانی جامعه بود، میتوانست منجر به تروما و اضطراب اجتماعی وسیع گردد.
در این میان، حضور بینظیر، متراکم و پرشور تودههای مردم در خیابانها، فراتر از یک سوگواری ساده، یک «مکانیسم دفاعی جمعیِ بالغانه» در برابر تهدیدات بیرونی بود. این اقیانوس انسانی با برونریزی عاطفی قدرتمند خود، نه تنها بر پیوند عمیق و ناگسستنی میان ملت و ولایت صحه گذاشت، بلکه با نمایش «اراده صلب» در دفاع از حریم ایران اسلامی، به یک «رفراندوم عاطفی» بزرگ مبدل گشت. این همبستگی پرشکوه، نشاندهنده هویت نیرومندی است که در آن، فردیتها در کالبد یک «ما»ی واحد ادغام شده و با اقتدار، صیانت از آرمانهای نظام را فریاد میزنند.
اما آنچه در این برهه حساس مانع از گسیختگی روانی جامعه شد، تبلور «هوش هیجانی (EQ)» در عالیترین سطح حاکمیتی و مردمی بود. انتخاب هوشمندانه و بههنگام حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای (حفظهالله) به عنوان رهبر جدید انقلاب، دقیقاً همان پاسخِ انطباقی بود که «نیاز به استمرار و امنیت» را در روانِ تودهها تأمین کرد.
از منظر روانشناسی سیاسی، انتخاب ایشان واجد مؤلفههای زیر است:
۱. بازیابی امنیت روانی و انسجام خود:
انتخاب شخصیتی که اشراف کامل بر مبانی فکری سلف خویش دارد، باعث کاهش «ناهماهنگی شناختی» در بدنه جامعه شده و احساس «تداوم هویت ملی» را تقویت میکند. این انتقال قدرت، از نگاه بالینی، مانع از بروز «سوگ مرضی» در جامعه شده و آن را به «پویایی و حرکت» بدل کرد.
۲. تقویت عزتنفس ملی در سایه اقتدار دفاعی:
در حالی که ایران عزیز در نبردی سرنوشتساز با دشمن صهیونی_آمریکایی قرار دارد، حملات مقتدرانه و افتخارآمیز نیروهای مسلح به مواضع دشمن، فراتر از یک پیروزی نظامی، یک کاتارسیس(تخلیه هیجانی) مثبت برای ملت بود. این دفاع جانانه، احساس «درماندگی آموختهشده» را از بین برده و جای خود را به «خودکارآمدی ملی» داد.
۳. نقش رسانه در مدیریت ادراک:
در دنیای امروز، رسانهها مسئول مهندسیِ «هوش هیجانی» هستند. تقابل رسانهای ایران با جبهه استکبار، نبردی برای تسخیر قلبها و ذهنهاست. تبیین درستِ صلابت رهبری جدید و پیروزیهای میدانی، سد محکمی در برابر جنگ روانی دشمن ایجاد کرده و شور و شعفِ ناشی از انتخاب جدید را به «سرمایه اجتماعی» تبدیل میکند.
ایران امروز، با عبور از یک گردنه سخت عاطفی و سیاسی، نشان داد که واجد یک «بلوغ هیجانی» تمدنساز است. پیروی از منویات حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای، نه تنها یک تکلیف شرعی و سیاسی، بلکه یک ضرورت روانشناختی برای حفظ اقتدار و رسیدن به غایت آمال این ملت، یعنی ظهور منجی عالم بشریت حضرت صاحبالامر (عج) است.
با امید به نصرت الهی و اهتزاز پرچم حق بر تارک جهان.
نظر شما