نمایشگاه نقاشی و هنرهای دستی بیماران پروانهای با عنوان «پرواز رنگها» با هدف نمایش توانمندیهای هنری این بیماران، افزایش آگاهی عمومی نسبت به بیماری پروانهای و حمایت از آنان در فضایی آمیخته با رنگ، امید و روایت زندگی افتتاح شد.
به گزارش خبرگزاری سلامت ، «پرواز رنگها» تنها یک نمایشگاه هنری نیست؛ پنجرهای است به دنیای بیمارانی که با وجود دردهای مداوم و محدودیتهای جسمی، هنر را به زبان زندگی خود تبدیل کردهاند. آثاری که با دستانی خلق شدهاند که گاه کوچکترین تماس با اشیا برایشان دردآور است، اما همچنان توانستهاند رنگ، احساس و امید را بر بوم و صنایعدستی بنشانند. این نمایشگاه تلاشی است تا نگاه جامعه را از بیماری به توانمندی، از محدودیت به خلاقیت و از رنج به تابآوری معطوف کند.
ایستگاه مترو امام خمینی تهران، این بار نه فقط محل عبور و شتاب روزانه شهروندان بلکه میزبان روایتهایی از جنس رنگ، امید و زندگی است. نمایشگاه «پرواز رنگها» با نمایش آثار نقاشی و هنرهای دستی بیماران پروانهای، فرصتی فراهم کرده است تا رهگذران در میان مسیرهای پررفتوآمد شهری، با دنیای متفاوت افرادی آشنا شوند که با وجود تحمل دردهای جسمی و محدودیتهای فراوان، خلاقیت و امید را به تصویر کشیدهاند. این نمایشگاه تلاش دارد صدای بیمارانی باشد که گاهی رنجهایشان کمتر دیده شده اما هنرشان میتواند دریچهای برای شناخت بیشتر جامعه از زندگی آنان باز کند.
وقتی با هر کدامشان به گفت و گو می پردازم تازه از دردها و رنج هایی که می کشند آگاه می شوم اما چیزی که جالب است توجه مردم نسبت به این نمایشگاه و حضورشان در بین پروانه ای هاست و اینکه از هنرهای دستی های رنج کشیدشان استقبال می کنند.
پرواز رنگها در سایه چالشهای زیستی؛ وقتی هنرِ «پروانهایها» با موانع جامعه برخورد میکند
در حالی که رنگها و طرحهای نمایشگاه «پرواز رنگها» توانست چشم هر بینندهای را به خود خیره کند و شکوه خلاقیت هنرمندان «پروانهای» را به نمایش بگذارد اما در لایههای زیرین این جشن زیبایی، واقعیتهای تلخ اجتماعی خودنمایی میکرد. در میان انبوه جمعیت که برای تماشای این آثار خیرهکننده گرد هم آمده بودند، تضاد عجیبی میان ظرافت آثار هنری و سختیهای ملموس حضور این هنرمندان در فضای عمومی مشهود بود.
حاشیه نمایشگاه، فراتر از یک تماشای ساده، بازتابی از مبارزه روزانه برای «حضور» بود. مشاهده حضور خانوادههای این هنرمندان، که با تجهیزات کمکی و چالشهای جدی در مسیر رسیدن به محل نمایشگاه دست و پنجه نرم میکردند، نگاه هر مخاطب آگاهی را به خود مشغول میکرد.
برای این خانوادهها، یک «آمد و شد» ساده در پایتخت، نه یک فعالیت روزمره، بلکه یک «مأموریت دشوار» است که با محدودیتهای زیرساختی، نبود مسیرهای مناسب برای ویلچر و نبود دسترسی آسان در سیستم حملونقل عمومی گره خورده است. این تضاد میان پرواز تخیل در بومهای نقاشی و سنگینی تردد در خیابانها، شکاف عمیقی را میان توانمندیهای هنری این عزیزان و آمادگی زیرساختهای شهری نشان میدهد.
نمایشگاه «پرواز رنگها» تنها یک رویداد هنری نیست، بلکه فریادی آرام برای توجه بیشتر جامعه و مسئولان است. خانوادههای پروانهایها، که در پشت هر اثر هنری، رنج تحمل نگاههای سنگین یا دشواریهای فیزیکی را به دوش میکشند، نیازمند نوعی حمایت فراتر از تحسینهای گذرا هستند. آنها نیازمند حمایتهای ساختاری در حوزه دسترسیپذیری شهری و حمایتهای معنوی جامعه برای پذیرش بدون قضاوت هستند. اگر میخواهیم این پروازها واقعاً به آسمان برسد، باید ابتدا موانع سنگین مسیر را در جامعه و زیرساختها از پیش پای این هنرمندان برداریم تا هنر آنها، نه در سایه سختیهای تردد، بلکه در اوج درخشش دیده شود.

نظر شما