آرش عینی گفت: نمیتوان تاثیر ادبیات و عرفان شرق بر شکلگیری سوررئالیسم را نادیده گرفت. آندره برتون به تاثیرپذیری این جریان از عرفان و ادبیات شرق اشاره کرده است.
به گزارش گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری سلامت(طبنا) به نقل از روابط عمومی و امور بینالملل خانه کتاب و ادبیات ایران، نشست رونمایی و بررسی کتاب «سوررئالیسم در شعر معاصر فارسی» نوشته آرش عینی با حضور حمیرا زمردی، رسول آبادیان و نویسنده کتاب در سرای اهل قلم برگزار شد.
در این نشست، آرش عینی ضمن ارائه توضیحاتی درباره کتاب «سوررئالیسم در شعر معاصر فارسی» به بررسی جایگاه سوررئالیسم در شعر معاصر فارسی و نسبت آن با جریانهای نوگرای شعر پس از نیما پرداخت و گفت: سوررئالیسم یکی از مهمترین مکاتب ادبی و هنری قرن بیستم است که تاثیر گستردهای بر ادبیات، هنر، نقاشی، مجسمهسازی و دیگر شاخههای هنری در اروپا و پس از آن در کشورهای مختلف از جمله ایران گذاشته است.
او افزود: این تاثیر را میتوان در جریانهای نوگرایی که پس از نیما شکل گرفتند، بهروشنی مشاهده کرد. جریانهایی مانند موج نو، فعالیتهای مجله «خروس جنگی» شعر دیگر و دیگر جریانهای نوگرا، بهگونهای از سوررئالیسم تاثیر پذیرفتهاند و بسامدهای سوررئالیستی در بسیاری از آثار این دوره قابل مشاهده است.
عینی ادامه داد: پرداختن به سوررئالیسم در این کتاب بجز بررسی این مکتب به جریانشناسی شعر نو و شعر پس از نیما و حتی شعر دوره پس از مشروطه هم میپردازد. این جریان در آثار شاعرانی همچون یدالله رویایی و احمدرضا احمدی و شاعران پس از آنان نیز ادامه پیدا کرده است.
این نویسنده درباره نسبت مکاتب ادبی جدید با ادبیات کلاسیک فارسی گفت: یکی از مسائل مهم این است که آیا مکاتب ادبی مانند سوررئالیسم، سمبولیسم و نیهیلیسم در ادبیات گذشته ما نیز بازتاب داشتهاند یا آنچه امروز با عنوان این مکاتب میشناسیم صرفا صورت جدیدی از برخی مؤلفههای موجود در ادبیات گذشته است.
وی اضافه کرد: برای تطبیق یک مکتب ادبی اروپایی با ادبیات دیگر کشورها و سنتهای ادبی باید به سه نکته توجه کرد؛ نخست فلسفهای که مبانی آن مکتب بر آن استوار شده، دوم زمینههای اجتماعی و تاریخی ظهور آن و سوم روساختهای ادبی و هنری آن.
عینی با بیان اینکه از نظر روساختهای ادبی و هنری میتوان شباهتهایی میان برخی آثار ادبیات کلاسیک فارسی و مؤلفههای سوررئالیسم پیدا کرد، گفت: در شاهنامه فردوسی، مثنوی معنوی و برخی اشعار سعدی میتوان نمودهایی همچون رهایی ذهن، تخیل آزاد و بیتوجهی به برخی قیدوبندهای واقعیت را مشاهده کرد. از این منظر میتوان میان برخی شعرهای مولانا و مولفههای سوررئالیستی شباهتهایی پیدا کرد.
وی ادامه داد: این شباهتها به معنای آن نیست که بتوان مولانا یا سعدی را شاعر سوررئالیست نامید؛ زیرا برای نسبت دادن یک اثر یا شاعر به یک مکتب ادبی، تنها شباهتهای موجود در ساختهای ادبی و هنری کافی نیست و باید فلسفه و زمینه اجتماعی و تاریخی شکلگیری آن مکتب نیز مورد توجه قرار گیرد. سوررئالیسم پس از جنگ جهانی اول شکل گرفت و در بستری از جنگ، خون، تباهی و ویرانی به وجود آمد. این مکتب همچنین از اندیشهها و باورهای زیگموند فروید تاثیر پذیرفت. در مقابل پسزمینه فکری غزلیات شمس و آثار مولانا، متافیزیک اسلامی و باورهای عرفانی و اسلامی است.
عینی در بخش دیگری از سخنان خود به تاثیر ادبیات شرق بر جریان سوررئالیسم اشاره کرد و گفت: نمیتوان تأثیر ادبیات و عرفان شرق بر شکلگیری سوررئالیسم را نیز نادیده گرفت. آندره برتون، بنیانگذار سوررئالیسم به تأثیرپذیری این جریان از عرفان و ادبیات شرق اشاره کرده است. بنابراین باید میان «مکتبهای ادبی نوظهور در اروپا» و «مسلکها و سنتهای ادبی و عرفانی موجود در ادبیات فارسی» تمایز قائل شد.
عینی در بخش دیگری از سخنانش به واکنشها و نقدهایی که در دورهای نسبت به شعر سوررئالیستی در ایران مطرح شده بود اشاره کرد و گفت: برخی شاعران سوررئالیست از جمله هوشنگ ایرانی با بیمهریهایی مواجه شدند و حتی استفاده آنها از اصوات و شیوههای تازه زبانی مورد انتقاد قرار گرفت. این موضوع و جایگاه شاعرانی مانند هوشنگ ایرانی و رضا براهنی در جریان شعر سوررئالیستی از جمله مباحثی است که میتوان درباره آن بحث کرد.
نویسنده «سوررئالیسم در شعر معاصر فارسی» در پاسخ به پرسشی درباره چگونگی بهرهگیری از مکاتب ادبی غربی، اشاره کرد: ادبیات غرب و مکاتب ادبی غربی در رشد و گسترش ادبیات معاصر ایران تأثیرگذار بودهاند و نمیتوان این مسئله را انکار کرد. برای نمونه صادق هدایت از ادبیات فرانسه تأثیر پذیرفت و «بوف کور» را خلق کرد؛ اما باید نکات مثبت و مؤلفههایی را که میتوانند به خلق ادبیات بهتر کمک کنند، از مکاتب ادبی دریافت کنیم. لازم نیست تمام باورها و مبانی فلسفی یک مکتب را بپذیریم. برای مثال میتوان از مفاهیمی همچون ضمیر ناخودآگاه در سوررئالیسم استفاده کرد و آنها را در مسیر ارتقای ادبیات فارسی به کار گرفت.
عینی تأکید کرد: ادبیات اروپا در دوره معاصر بسیار پیشرو است و ما باید از ویژگیهای مثبت آن استفاده کنیم، بدون اینکه الزاماً خود را درگیر تمام فلسفه و زمینههای اجتماعی شکلگیری یک مکتب کنیم.
این پژوهشگر در ادامه به جایگاه هوشنگ ایرانی در شعر معاصر پرداخت و گفت: یکی از دلایل شکلگیری این کتاب، نشان دادن اهمیت شاعرانی مانند هوشنگ ایرانی است؛ شاعری که با وجود بیمهریهای فراوان تلاش داشت شعر و ادبیات زمان خود را متحول کند. نیما تحولی انکارناپذیر در شعر فارسی ایجاد کرد و هوشنگ ایرانی تلاش کرد این تحول را یک گام جلوتر ببرد. به باور من اگر با هوشنگ ایرانی این اندازه بیمهری نمیشد، شاید میتوانست به جایگاه بسیار گستردهتری در شعر معاصر برسد.
عینی افزود: این کتاب با حمایت دکتر علیاکبر کمالی، استاد دانشگاه فرهنگیان و مدیر نشر نگار کمال، در این نشر منتشر شد. با پیگیری و اصرار توانستم تعدادی از نسخههای کتاب را برای این نشست تهیه کنم تا به حاضران هدیه شود. بر خودم لازم میدانم از کسی یاد کنم که این کتاب به او تقدیم شده است؛ پدرم که دوست، رفیق و همدم من بود و زندگی سخت و رقتباری را پشت سر گذاشت.
حمیرا زمردی نیز در این نشست با اشاره به ضرورت بازخوانی برخی مؤلفههای سوررئالیسم در ادبیات کلاسیک فارسی بیان کرد: در ادبیات کلاسیک ما نمونههای متعددی از تصاویری وجود دارد که میتوان آنها را از منظر برخی مولفههای سوررئالیستی بررسی کرد. در آثار فردوسی، سنایی، مولانا و شاه نعمتالله ولی نمونههایی از هنجارگریزی، رهایی از منطق معمول و بازیهای زبانی و موسیقایی دیده میشود.
وی افزود: در پژوهشهای خود درباره نظریه نشانهشناسی بخشی را به هنجارگریزی، آگاهی و خط موسیقایی در زبان عرفانی اختصاص دادهام. در آثار عرفایی همچون مولانا و شاه نعمتالله ولی، نمونههای متعددی از این ویژگیها را میتوان مشاهده کرد که از نظر ساختار زبانی و نحوه شکلگیری معنا قابل بررسیاند.
این استاد دانشگاه با اشاره به پیوند میان عرفان و ناخودآگاه ادامه داد: وقتی به نقطه تلاقی عرفان و سوررئالیسم میرسیم، با برخی ویژگیهای مشترک مانند نگارش مبتنی بر ضمیر ناخودآگاه، نگارش خودکار، جذبه و امر شگفت مواجه میشویم. در اینجا مفهوم ناخودآگاه جمعی نیز اهمیت پیدا میکند.
او با اشاره به دیدگاههای کارل گوستاو یونگ و علاقه او به عرفان و اندیشههای شرقی گفت: بررسی پیوند میان عرفان هندی، بودیسم و فرهنگ ایرانی میتواند در شناخت بخشی از این مفاهیم راهگشا باشد. در عرفان هندی، مفهوم زمان و چرخه مرگ و زندگی، برخلاف تصور خطی زمان، ماهیتی چرخشی دارد. این نگاه را میتوان در برخی تحولات شعر و هنر ایرانی و اسلامی نیز پیگیری کرد.
زمردی اضافه کرد: بخشی از این مفاهیم را میتوان در حافظه قومی و ناخودآگاه جمعی فرهنگ ما دنبال کرد؛ از ادبیات ایران باستان و اسطورهها گرفته تا ادبیات عرفانی. بنابراین بسیاری از تحولاتی که در هنر و شعر رخ دادهاند، الزاماً چیزی خارج از فرهنگ، ادبیات، عرفان و اسطوره ما نیستند.
این پژوهشگر در ادامه با تأکید بر ضرورت تمایز میان سوررئالیسم و عرفان گفت: اگرچه میان این دو حوزه در برخی مؤلفهها شباهتهایی وجود دارد، اما عرفان به حوزه معنویت میرسد، در حالی که سوررئالیسم الزاماً واجد چنین معنویتی نیست. این تفاوت نکتهای اساسی در بررسی نسبت میان این دو حوزه است.
زمردی در ادامه درباره کتاب «سوررئالیسم در شعر معاصر فارسی» گفت: این کتاب به لحاظ ساختار علمی و نگارشی، متناسب و شایسته انجام شده است و نویسنده توانسته منابع مرتبط با موضوع را به شکل مناسبی گردآوری و بررسی کند. هرچند که به نظرم در چاپهای بعدی کتاب باید برخی شباهتها و تفاوتهای میان سوررئالیسم و ادبیات عرفانی را با توجه بیشتری به مفهوم «ناخودآگاه جمعی» بررسی کند.
وی در پاسخ به پرسشی درباره نحوه مطالعه کتاب برای مخاطبانی که آشنایی چندانی با سوررئالیسم ندارند، اشاره کرد: باید با ذهنی باز و بدون تعصب وارد جهان مکاتب ادبی شد. شناخت مکاتب مختلف میتواند افقهای تازهای در برابر مخاطب قرار دهد و نگاه او را نسبت به ادبیات، اسطوره، عرفان، شعر و داستان گستردهتر کند. «سوررئالیسم در شعر معاصر فارسی» منابع مستندی درباره این مکتب در اختیار خواننده قرار میدهد و میتواند نقطه شروعی برای ورود به حوزههای مختلف ادبی و هنری باشد.
نظر شما