قرآن؛ چراغی برای عبور جوانان از پیچوخم زندگی و آسیبهای اجتماعی است.
از کوچههای بیچراغ تا روشنای قرآن؛ جوانی که به آسمان تکیه میکند
قرآن؛ چراغی برای عبور جوانان از پیچوخم زندگی و آسیبهای اجتماعی
یادداشت : راضیه عنایتی
جوانی، فصل شکفتن رؤیاهاست؛ فصلی که در آن دل به دنبال معنا میگردد و چشم، افقهای دور را جستوجو میکند. اما در پیچوخم زندگی، گاهی چراغها کمسو میشوند، هیاهوی دنیا راه را میپوشاند و انسان میان انتخابهای دشوار، به دنبال تکیهگاهی مطمئن میگردد. در این میان، قرآن میتواند همان چراغی باشد که مسیر را روشن میکند؛ چراغی که به انسان میآموزد چگونه در تاریکیها، راه درست را تشخیص دهد.
دین تنها مجموعهای از مناسک و عبادتها نیست؛ نقشهای برای زیستن است. آموزههای قرآن از صداقت و امانتداری تا عدالت، مهربانی، رعایت حقوق دیگران و مسئولیتپذیری را در بر میگیرد. این آموزهها میتوانند در روابط عاطفی، تصمیمهای مالی، مناسبات خانوادگی و رفتارهای اجتماعی راهگشا باشند.
جوانی که حرمت انسان را باور دارد، در روابط خود به صداقت و احترام اهمیت میدهد؛ کسی که حقالناس را جدی میگیرد، در مناسبات مالی مسئولانهتر رفتار میکند و فردی که صبر و خویشتنداری را میآموزد، میتواند در مواجهه با خشم، ناکامی و فشارهای اجتماعی تصمیمهای سنجیدهتری بگیرد.
قرآن، تنها کتابی برای گشودن در لحظههای دلتنگی نیست؛ کتابی برای ساختن لحظههای زندگی است.
ایمان؛ پناهی در برابر آسیبهای اجتماعی
آسیبهای اجتماعی، از اعتیاد و خشونت تا فروپاشی روابط خانوادگی، ریشههای گوناگونی دارند و نمیتوان برای همه آنها یک علت یا راهحل واحد در نظر گرفت. با این حال، نقش باورهای اخلاقی و معنوی در تقویت امید، احساس مسئولیت و انتخابهای سالمتر را نیز نمیتوان نادیده گرفت.
آیتالله محمدباقر محمدی لائینی، نماینده ولیفقیه در مازندران، نیز در این باره با اشاره به وضعیت فعالیتهای قرآنی، بر ارتباط میان حضور قرآن و کاهش آسیبهای اجتماعی تأکید کرد و گفت: «هر جا قرآن و روحانیت هستند آسیبهای اجتماعی کمتر است و نور هر کجا باشد با ظلمات مقابله میکند.»آیتالله محمدباقر محمدی لائینی، نماینده ولیفقیه در مازندران، نیز در این باره با اشاره به وضعیت فعالیتهای قرآنی، بر ارتباط میان حضور قرآن و کاهش آسیبهای اجتماعی تأکید کرد و گفت: «هر جا قرآن و روحانیت هستند آسیبهای اجتماعی کمتر است و نور هر کجا باشد با ظلمات مقابله میکند.»
این سخن، توجه به نقش آموزههای قرآنی در زندگی اجتماعی را یادآوری میکند؛ آموزههایی که اگر از سطح گفتار فراتر بروند و در رفتار روزمره جاری شوند، میتوانند در تقویت بنیانهای اخلاقی جامعه مؤثر باشند.
ایمان آگاهانه، در کنار آموزش، حمایت خانوادگی و فرصتهای مناسب اجتماعی، میتواند به جوان کمک کند در برابر وسوسههای زودگذر، روابط آسیبزا و تصمیمهای پرخطر، قدرت تشخیص بیشتری داشته باشد. البته دینداری بهتنهایی تضمینکننده مصونیت از آسیب نیست؛ همانطور که گرفتارشدن در یک آسیب اجتماعی نیز به معنای ضعف ایمان فرد نیست.
از تلاوت تا تجلی در زندگی
یکی از چالشهای تربیت دینی، فاصله میان دانستن و عملکردن است. ممکن است جوانی بارها درباره راستگویی، گذشت و انصاف شنیده باشد، اما در موقعیت واقعی زندگی نتواند این ارزشها را به رفتار تبدیل کند.
از همین رو، ترویج فرهنگ قرآنی نباید به برنامههای مناسبتی و آموزش ظاهری محدود بماند. خانواده، مدرسه، دانشگاه، رسانه و نهادهای فرهنگی باید کمک کنند نسل جوان ارتباط آموزههای قرآن را با مسائل واقعی زندگی خود درک کند؛ بیاموزد چگونه اختلاف را بدون خشونت حل کند، در روابط خود حرمت دیگری را نگه دارد و در برابر فشار همسالان، استقلال فکری خود را حفظ کند.
آیتالله محمدی لائینی همچنین گفته بود: «تربیت حقیقی و اسلامی تنها به خوب بودن فرد محدود نمی شود، بلکه انسان مؤمن باید علاوه بر برخورداری از صلاح، برای اصلاح دیگران و جامعه نیز تلاش کند.»
این نگاه، مسئولیت اجتماعی را در کنار رشد فردی قرار میدهد؛ یعنی انسان دیندار نهتنها باید در رفتار شخصی خود به اصول اخلاقی پایبند باشد، بلکه در برابر رنج دیگران و مشکلات جامعه نیز بیتفاوت نماند.
در چنین نگاهی، جوان مؤمن کسی نیست که تنها به نجات فردی خود بیندیشد؛ بلکه میتواند با مشارکت اجتماعی، یاریرساندن به دیگران، رعایت حقوق شهروندی و مقابله با بیعدالتی، سهمی در ساختن جامعهای سالمتر داشته باشد.
دین؛ چراغ راه، نه جایگزین مسئولیت
نمیتوان از جوان انتظار داشت به ارزشهای اخلاقی پایبند باشد، اما در محیط اجتماعی خود با بیعدالتی، تبعیض و رفتارهای خلاف همان ارزشها روبهرو شود. تربیت دینی زمانی اثرگذارتر خواهد بود که توصیهها با رفتار عملی همراه شوند و کرامت انسانی، عدالت و صداقت در زندگی اجتماعی نیز نمود پیدا کنند.
دین جایگزین حل مشکلات اقتصادی، ایجاد اشتغال، حمایت روانی و آموزش مهارتهای زندگی نیست؛ بلکه میتواند در کنار این عوامل، به تقویت بنیانهای اخلاقی و معنوی جامعه کمک کند. جوان برای عبور از بحرانها، هم به چراغی برای شناخت مسیر نیاز دارد و هم به جادهای که امکان حرکت در آن فراهم باشد.
اگر قرار است نسل جوان با قرآن مأنوس شود، باید مفاهیم آن را در زندگی روزمره لمس کند؛ در صداقت مسئولان، انصاف در مناسبات اجتماعی، احترام به حقوق دیگران و رفتار بزرگترهایی که خود را الگوی اخلاقی معرفی میکنند.
ترویج فرهنگ قرآنی نیز زمانی به نتیجه میرسد که جوان، دین را نه صرفاً مجموعهای از توصیهها، بلکه راهی برای رسیدن به آرامش درونی، روابط سالمتر و زندگی مسئولانهتر بشناسد.
نسلی که با نور قرآن راه میسپارد
جامعه امروز به جوانانی نیاز دارد که در کنار دانش و مهارت، از اخلاق و مسئولیتپذیری نیز برخوردار باشند؛ نسلی که پیشرفت را فقط در درآمد و موقعیت اجتماعی خلاصه نکند و در مسیر رسیدن به آرزوهایش، انسانیت را از یاد نبرد.
قرآن میتواند به جوان یادآوری کند که ارزش انسان به ظاهر، دارایی و تأیید دیگران محدود نیست؛ صداقت، مهربانی و رعایت حقوق دیگران، پایههای روابط سالماند و امید و تلاش باید در روزهای دشوار نیز در کنار یکدیگر باقی بمانند.
شاید جامعهای که میخواهد از آسیبهای اجتماعی فاصله بگیرد، بیش از هر چیز به روشنماندن چراغ اخلاق در خانهها، مدرسهها، دانشگاهها و رسانهها نیاز دارد. این چراغ با اجبار روشن نمیشود؛ با شناخت، گفتوگو، الگوی عملی و تجربهکردن معنای واقعی ارزشها جان میگیرد.
قرآن، آسمانیترین چراغی است که میتوان در مسیر زمینی زندگی به دست گرفت؛ نوری که اگر در جان بنشیند و در رفتار جاری شود، میتواند جوان را در میان طوفان تردیدها به سوی انتخابهای آگاهانهتر هدایت کند.
جوانی که به ارزشهای الهی تکیه میکند، لزوماً از همه طوفانها در امان نمیماند؛ اما میتواند بیاموزد که در برابر هر طوفان، چگونه ریشههای خود را محکمتر کند و امید را از دست ندهد.
رسالت رسانه در ترویج فرهنگ قرآنی نیز همین است؛ نشاندادن راهی که در آن ایمان با آگاهی همراه میشود، اخلاق به رفتار تبدیل میشود و نور قرآن در زندگی انسانها معنا پیدا میکند.
نظر شما