[تهمینه انصاری] «هنوزم وقتی صدا میاد بدنم میلرزه!»؛ این فقط یکی از جملههایی است که اکثر ما بعد از آتش بس از زبان اطرافیانمان نه تنها شنیده بلکه با پوست و استخوان لمسش کردهایم. ترسی که هنوز گریبانگیر ماست و استرسی که با این توقفِ در هالهیِ ابهامِ جنگ و آتشی که موقتا بس شده، به این زودیها از ما جدا شدنی نیست.
به گزارش خبرگزاری سلامت؛ «ما دیگه آدمای سابق نمیشیم»؛ این هم جمله پرتکرار دیگر این روزهاست که حکایت از سلامت روان جامعهای دارد که بیاطمینانی به آیندهای ناپایدار در آن موج میزند؛ جامعهای نگران لبخندهایی که شاید ـ و احتمالاً کمی بیشتر از یک شاید ـ به چهرهها برنخواهد گشت.
این حرف برخاسته از احساس جمعی محض نیست؛ بلکه کارشناسان هم معتقدند آسیبهای جنگ، همراه با لفاظیهای نسلکشانه و تحقیرآمیز از سوی رهبران ایالات متحده، میتواند منجر به مشکلات پایدار سلامت روان و نگرانیهای اجتماعی برای ایرانیان شود.
در طول بیش از یک ماه حملات هوایی بیوقفه در ایران، نزدیک به ۱۹۰۰ غیرنظامی ایرانی شهید و بیش از صد هزار ساختمان غیرنظامی، از جمله مراکز تجاری، اماکن ورزشی، مدارس، ایستگاههای اورژانس و چندین مکان تاریخی که به ثبت جهانی یونسکو رسیده بودند، آسیب دیده یا ویران شدهاند.
با این حال، فارغ از سرنوشت آتشبس، مسیر بهبودی انسانها پس از جنگ، احتمالاً پرپیچوخم خواهد بود. به عنوان ملتی که بار دههها تحریم اقتصادی و جنگ اطلاعاتی توسط بازیگران خارجی را به دوش کشیده، جنگ اخیر تنها وضعیت اضطراب جمعی را تشدید کرده است.
ترس از جنگ؛ از نسلی به نسل دیگر!
بار روانی ناشی از جنگ به اذعان کارشناسان تأثیرات بلندمدت آن آشکار شود، کارشناسان میگویند در هفتهها و ماههای پس از جنگ، مردم بیشتری به دنبال راهکاری برای بهبود سلامت روان خود باشند.
در همین حین، محققان نسبت به آیندهای هشدار میدهند که در آن «انتقال بیننسلی آسیبهای روانی» در میان کشورهای درگیر جنگ، بخش عمدهای از مشکلات سلامت روان آنها را تشکیل دهد. دکتر آرش جوانبخت، روانپزشک و مدیر بنیانگذار کلینیک تحقیقات استرس، آسیبهای روانی و اضطراب در دانشگاه ایالتی وین، در مورد آسیبهای روانی بر روی افرادی که در معرض جنگ و استرس مزمن قرار گرفتهاند، تحقیق میکند. او گفته است که در نتیجه مواجهههای اینچنینی، تغییرات «اپیژنتیکی» در افراد رخ میدهد.
به عنوان ملتی که بارِ دههها تحریمهای اقتصادی و جنگ اطلاعاتی توسط دولتهای خارجی را به دوش کشیده، جنگ اخیر تنها وضعیت اضطراب جمعی را تشدید کرده است.
جوانبخت پیش از این با تحقیق روی پناهندگان غزه و سوریه، به مستندات بسیاری درباره این موضوع رسیده است. او از طریق همین تجارب به این یافته دست یافته که: «ژن تغییر میکند تا فرد را برای خطر و تهدید آمادهتر کند؛ زمانی که فرد در معرض آسیب روانی قرار میگیرد، آن را از طریق ژن و رفتار به فرزندان خود منتقل میکند.»
برای زنده ماندن لبخند مصنوعی میزنیم
مانند هر اقدام نظامی دیگری که غیرنظامیان را با چالشهای بلندمدت درگیر میکند، مردم ایران نیز اکنون با عواقبی روبهرو هستند که به نظر ماندگارتر خواهد بود.
در همین حال، تخریب اماکن فرهنگی، دانشگاهها، کتابفروشیها و همچنین خطرات بالقوه سلامتی ناشی از حملات هوایی به تأسیسات نفتی در تهران و جنوب ایران، میتواند منجر به آسیبهای روانی طولانیمدت شود. در رسانههای اجتماعی، آن دسته از کسانی که توانستهاند از محدودیتهای اینترنتی اعمالشده توسط دولت عبور کنند، تجربیات خود را از ترس، خستگی و وحشت شبانه به اشتراک میگذارند.
رنج مردم از گفتمان تحقیرآمیز آمریکاییها برای نابودی تمدن پارسی
مردم ایران از زبان غیرانسانی مقامات آمریکایی، از جمله رئیسجمهور ترامپ و وزیر دفاع، پیت هگست، آزردهخاطر شدهاند؛ کسانی که استفاده مداومشان از الفاظ تحقیرآمیز برای توصیف مردم ایران و فرهنگ آنها، واکنشهای منفی گستردهای را به دنبال داشته است.
برخی از اعضای کنگره آمریکا با استناد به عدم صلاحیت ترامپ برای خدمت، خواستار استناد به متمم بیستوپنجم قانون اساسی برای برکناری او از سمت ریاستجمهوری شدهاند. بسیاری از این قانونگذاران، لحن ترامپ، بهویژه پست او در برنامه «تروث سوشال» را که در آن گفته بود اگر ایران خواستههای او را نپذیرد، «امشب تمام یک تمدن خواهد مرد»، برجسته کردهاند.
پس از آن بود که او از ادعای نابودی وعدهدادهشدهاش عقبنشینی کرد و آتشبس را پذیرفت، اما حقوقدانان استدلال میکنند که رئیسجمهور ایالات متحده بهوضوح قصد خود را برای ارتکاب یک قساوت جمعی ابراز کرده است.
مردم ایران به دنبال مرهم زخمهای جنگاند
رامونا طاهری، مدیر اجرایی «مؤسسه آموزش عملیات صلح» مستقر در ویرجینیا، گفته است که تهدید به نابودی «کل یک تمدن»، انسانیت را به سطح نابودی و نسلکشی رسانده و ما باید تمام تلاش خود را بکنیم تا مطمئن شویم چنین ادبیاتی عادیسازی نشود.
در حال حاضر و در حالی که میلیونها نفر در سراسر جهان همچنان به رسانههای اجتماعی و صفحههای تلویزیون چشم دوختهاند و بهروزرسانیهای نگرانکننده و بحثهای جنجالی در مورد جنگ را تماشا میکنند، ایرانیان با این سؤال روبهرو هستند که چگونه بر زخمهای جنگ غلبه کنند؟ برای بسیاری از آنها، تصاویر دردناک مانند بمباران مدرسه شجره طیبه در میناب که منجر به شهادت بیش از ۱۶۸ دانشآموز در روز اول جنگ شد.
آزاده اعلایی، دانشیار روانشناسی در کالج کوئینزبورو در نیویورک، در این باره میگوید: «هر زمان که جنگ و جنایات جمعی رخ میدهد، بین مردم بیاعتمادی ایجاد میشود و حس امنیت شخصی افراد از بین میرود.
در این شرایط، مردم عموماً تمایلی به دریافت کمک، درخواست یاری و ابراز مهربانی به دیگران ندارند؛ بنابراین مهم است که افراد در جوامع و محلهها مراقب یکدیگر باشند و به عنوان منبع حمایتی ایفای نقش کنند؛ بهخصوص زمانی که بیثباتی و عدم اطمینان نسبت به وقایع جامعه وجود دارد.»
نظر شما