تهیهکننده برنامه «وقت قصه» با تأکید بر ضرورت شناخت نیازهای کودکان امروز گفت: در میان انبوه محتوای تصویری و دیجیتال، کودکان بیش از هر چیز به ارتباطی عمیق و تجربه جهانی امن، صمیمی و خیالانگیز نیاز دارند.
به گزارش گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری سلامت(طبنا)، علی داردان تصریح کرد: «وقت قصه» تلاش میکند قصهگویی را به یک تجربه زنده و تعاملی تبدیل کند. هدف این است که در چنین تجربهای کودک فقط تماشاگر نباشد، بلکه با شخصیتهایی که خلق میشوند، ارتباط بگیرد و ازآنجاکه قصهها سریالی هستند، منتظر ادامه داستان بماند و احساس کند وارد یک جهان داستانی شده است.
داردان ادامه داد: از طرف دیگر، ما معتقدیم کودک امروز به محتوایی نیاز دارد که هم سرگرمکننده و جذاب باشد و هم به رشد عاطفی و اجتماعی او کمک کند. برای همین در «وقت قصه» مفاهیمی مثل هویت ملی، خانواده، دوستی، شناخت احساسات، حل مسئله و مواجهه با ترسها را در دل داستان و بدون آموزش مستقیم مطرح میکنیم.
این تهیهکننده درخصوص استفاده از عروسکهای نمایشی و نقش آن در احیای سنت قصهخوانی نیز گفت: عروسک برای ما فقط یک عنصر نمایشی نیست، بلکه شخصیتی است که مخاطب را در مواجهه با موقعیتهای مختلف نمایندگی میکند. وقتی یک قصهگو بهتنهایی داستانی را برای کودک تعریف میکند، ارتباط بیشتر بر پایه شنیدن شکل میگیرد، اما وقتی شخصیت عروسکی وارد این جهان میشود و مخاطب قصه قرار میگیرد، کودک میتواند با او همذاتپنداری کند.
وی تأکید کرد: از طرف دیگر، عروسک کمک میکند قصهگویی سنتی با زبان تصویری و ریتم رسانهای امروز پیوند بخورد. ما میخواهیم روح قصهگویی را حفظ کنیم و آن را متناسب با نیازها و سلیقه کودک امروز بازآفرینی کنیم. به همین دلیل در «وقت قصه» عروسکها بخشی از یک جهان داستانی هستند و قرار است در طول زمان شخصیتشان رشد کند و رابطهشان با کودک شکل بگیرد.
این برنامهساز در ارتباط با چگونگی انتخاب قصهها نیز اظهار کرد: برای ما نخستین معیار، جذاب بودن قصه برای خود کودک است. اگر کودک با قصه ارتباط نگیرد، حتی بهترین پیام تربیتی هم به او منتقل نمیشود. بعدازآن چند موضوع دیگر برایمان اهمیت دارد. ازجمله اینکه قصه باید ازنظر عاطفی با دنیای کودک قابل ارتباط باشد، شخصیت و موقعیت جذاب داشته باشد، امکان تصویرسازی و نمایش داشته باشد و بتواند چیزی را در ذهن کودک باقی بگذارد.
وی اضافه کرد: ما سعی میکنیم از قصههایی استفاده کنیم که به جای انتقال مستقیم پیام، او را در موقعیت قرار دهند. یعنی کودک خودش با شخصیت داستان همراه شود، مسئله را تجربه کند و به نتیجه برسد. در کنار قصههای بازآفرینیشده، برای ما تولید قصههای جدید و خلق شخصیتها و جهانهای داستانی تازه هم اهمیت زیادی دارد. چون معتقدیم باید بتوانیم قصههای جدید متناسب با کودک امروز هم خلق کنیم.
داردان در مورد هفته کودک و آرزوی خود برای کودکان نیز بیان کرد: آرزوی من این است که کودکان ایران بتوانند با خیال، بازی، قصه و کشف کردن کودکی کنند. فکر میکنم ما گاهی در تولید محتوای کودک بیشازاندازه به این فکر میکنیم که چه چیزی باید به کودک یاد بدهیم، درحالیکه باید بخشی از تمرکزمان روی این باشد که چه چیزی میتواند کودک را خوشحال، کنجکاو و خیالپرداز کند.
وی خاطرنشان کرد: کودک مخاطب سادهای نیست. امروز با بهترین تولیدات دنیا مواجه است و کیفیت را خیلی خوب تشخیص میدهد. ما باید قصه خوب، شخصیت خوب، تصویر چشمنواز و تولید باکیفیت داشته باشیم و استانداردهایمان را بالا ببریم.
این تهیهکننده درخصوص تولیدات حوزه کودک در پنج سال اخیر و راهاندازی مرکز کودک و نوجوان نیز گفت: اگر بخواهم صادقانه بگویم، هنوز فاصله زیادی با شرایط مطلوب داریم. اتفاقهای مثبتی ازجمله شکلگیری مرکز کودک و نوجوان و یکپارچهشدن مجموعهها محقق شده است، اما امروز مسئله فقط تولید بیشتر نیست. مسئله تولید محتوای رقابتی و ساختن IP های ماندگار است.
وی افزود: کودک امروز در دنیایی بزرگ میشود که هر لحظه به هزاران ساعت محتوای جهانی دسترسی دارد و برای دیدن محتوای ما هیچ اجباری ندارد. کودکان مهمترین مخاطب امروز تلویزیون و سازندگان نسل آینده کشورند و هویت، زبان و ارزشهای این نسل بیش از هر چیز در همین سالها و از طریق همین محتواها شکل میگیرد. اگر در این رقابت حاضر نباشیم، جای خالی را محتوای دیگران پر میکند.
داردان تأکید کرد: ما باید از تولید محتوا به ساخت IP برسیم، کاراکترهایی با قصه، هویت بصری و دنیای مشخص که از ابتدا ظرفیت زندگی بیرون از تلویزیون را داشته باشند، مثل کتاب، بازی، اسباببازی، محتوای دیجیتال و… باید کیفیت را معیار کنیم، نه حجم را و شاخص موفقیت باید این باشد که کودک داوطلبانه سراغ محتوای ما بیاید و با آن بماند.
این برنامهساز متذکر شد: به عمر طولانی اثر فکر کنیم. یک شخصیت موفق باید بتواند سالها دوام بیاورد و این نیازمند سرمایهگذاری مالی و زمانی است. لازم است زیستبوم را کامل کنیم، تولید، پخش، بازارپردازی فرهنگی، امتیاز آثار و بازاریابی باید حلقههای یک زنجیره باشند.
نظر شما